دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند ؟ / پنهان خورید باده که تعزیر میکنند
ناموسِ عشق و رونقِ عشّاق میبرند / عیبِ جوان و سرزنشِ پیر میکنند
جز قلبِ تیره هیچ نشد حاصل و، هنوز / باطل در این خیال که اکسیر میکنند
گویند رمزِ عشق مگویید و مشنوید / مشکلحکایتی است که تقریر میکنند
ما از برونِ در شده مغرورِ صد فریب / تا خود درونِ پرده چه تدبیر میکنند
قومی به جِدّ و جهد نهادند وصلِ دوست / قومی دگر حواله به تقدیر میکنند
فیالجمله، اعتماد مکن بر ثباتِ دهر / کاین کارخانهای است که تغییر میکنند
مَی خور، که شیخ و حافظ و مفتیّ و محتسب / چون نیک بنگری، همه تزویر میکنند
( غزلیّات حافظ )
مرحوم دکتر قاسم غنی، این غزل را راجع به دوران حکومت امیر مبارزالدّین میداند
در بیت اول : تعزیر کردن : عقوبت کردن
در بیت سوم : معنی بیت : نصیب این ریاکاران چیزی جز دل سیاه و یا سکّۀ تقلّبی بیارزش نشد و همچنان در این فکر باطل و خاماند که اکسیر میکنند و کار فوقالعادهای انجام میدهند؛ یعنی آنها هرگز به مقصود نخواهند رسید و زهی خیال باطل
در بیت چهارم : معنی مصراع دوم : داستان مشکلی است که بیان میکنند؛ چنان کاری محال است و نمیتوان از عشق سخن نگفت
در بیت پنجم : مغرور : فریبخورده – به عبارت دیگر در ظاهر ما را به صد سخن و عمل ریاکارانه فریفتهاند و هیچ نمیدانیم چون به خلوت میروند، در پس پرده چهها میکنند
در بیت ششم : جدّ و جهد : تلاش و کوشش
در بیت هشتم : این یکی از شیوههای خواجه است که با در میان آوردن نام خود، در واقع قصد حمله به ریاکاران زمانش را داشته است