با همه چون خاکِ زمین پست باش / وز همه چون باد تهیدست باش
آن که تو را توشۀ ره میدهد / از تو یکی خواهد و ده میدهد
شهر و سپه را چو شوی نیکخواه / نیکِ تو خواهد همه شهر و سپاه
خانهبرِ مُلک، ستمکاری است / دولتِ باقی ز کمآزاری است
عاقبتی هست، بیا پیش از آن / کردۀ خود بین و بیندیش از آن
راحتِ مردم طلب، آزار چیست؟ / جز خجلی حاصلِ این کار چیست؟
مُلکِ ضعیفان به کف آورده گیر / مالِ یتیمان به ستم خورده گیر
روزِ قیامت که بوَد داوری / شرمِ نداری که چه عذر آوری؟
رسمِ ستم نیست جهان یافتن / مُلک به انصاف توان یافتن
هرچه نه عدل است، چه دادت دهد؟ / وآنچه نه انصاف، به بادت دهد
عدل، بشیری است، خرد شاد کن / کارگری مملکت آباد کن
مملکت از عدل شود پایدار / کارِ تو از عدلِ تو گیرد قرار
( مخزنالاسرار نظامی )
نوشته شده در تاريخ جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸ توسط رضا