حسبِ حالی ننوشتیّ و شد ایّامی چند / مَحرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند ؟
ما بدآن مقصدِ عالی نتوانیم رسید / هم مگر پیش نهد لطفِ شما گامی چند
قندِ آمیخته با گُل نه علاجِ دلِ ماست / بوسهای چند برآمیز به دشنامی چند
زاهد از کوچۀ رندان به سلامت بگُذر / تا خرابت نکند صحبتِ بدنامی چند
عیبِ می جمله چو گفتی، هنرش نیز بگو / نفیِ حکمت مکن از بهرِ دل عامی چند
ای گدایانِ خرابات، خدا یارِ شماست / چشمِ اِنعام مدارید ز اَنعامی چند
( غزلیّات حافظ )
در بیت سوم : قند آمیخته با گل : دارویی که طبیبان قدیم برای تقویت قلب تجویز میکردند و به آن گلقند و گلشکر و گلانگبین نیز گفته میشود
در بیت پنجم : حکمت : دانایی - عام : مردم جاهل و نادان – مصراع اول شاید اشاره باشد به قسمتی از آیه 219 سوره بقره ( تو را از شراب و قمار میپرسند، بگو: در آن دو، گناهی بزرگ و سودهایی است برای مردم و گناهشان از سودشان بیشتر است )
در بیت ششم : اِنعام : عطا و بخشش – اَنعام : جمعِ نَعَم، چارپایان، در اینجا استعاره از انسانهای پست