بدون شک پس از تصرف پاسارگاد، مقدونیان هر کاری را برای پرورش یاد کوروش و ترغیب آتشپرستان برای قربانی کردن در برابر مقبرۀ او انجام دادند. این توطئهای از سوی اسکندر بود تا بتواند موافقت سکنه را جلب کند. پیش از این، هنگامی که داریوش سوم سپاهیان جدید خود را سازماندهی میکرد، اسکندر اطلاعات اندکی در مورد وقایع اکباتان داشت. در آن زمان قصد داشت سراسر ایرانیان را به پناهندگی ترغیب کند اما چنین چیزی اتفاق نیفتاد. در نتیجه، نوعی ارتباط کنش و واکنش بین تصمیم اسکندر در به آتش کشیدن قصرهای سلطنتی و نفرت و کینۀ پارسیان ایجاد شده بود. به نقل از نویسندگان باستانی، ایرانیان نهایتاً تسلیم شدند اما نفرت شدیدی نسبت به حاکم جدید ابراز میکردند. آنها ارتش خود را تسلیم کردند حتی برخی داوطلبانه این کار را کردند اما همچنان به گذشتۀ خود اتصال داشتند. گذشتهای که ترکیبی از افسانۀ شاهنشاهی و عملکرد عظیم این سلسله بود. داریوش سوم تنها چیزی بود که از این میراث برایشان باقی مانده بود.
بنابراین، از آنجایی که اسکندر جلب رضایت پارسیان را غیرممکن دید به آتش کشیدن قصرها اقدام نمود. پس از آن مقدونیان ابراز پشیمانی کردند که نشان داد این اتفاق بیانگر کینهجویی اسکندر از شکست سیاسی بود که به آن دچار شده بود.
( برگرفته از کتاب " از کوروش تا اسکندر " )