دلت سخت است و پیمان اندکی سست / دگر در هرچه گویم بر کمالی - غزلیّات سعدی - چهارشنبه نهم تیر ۱۳۹۵
پرسیدن کاموس از پیران درباره رستم و پاسخ پیران - شاهنامه فردوسی بزرگ - سه شنبه هشتم تیر ۱۳۹۵
دگر آفتاب رویت منمای آسمان را / که قمر ز شرمساری بشکست چون هلالی - غزلیّات سعدی - سه شنبه هشتم تیر ۱۳۹۵
نغنویدم زآن خیالش را نمی‌بینم به خواب / دیدۀ گریان من یکشب غنودی کاشکی - غزلیّات سعدی - سه شنبه هشتم تیر ۱۳۹۵
رزم رستم با اشکبوس پس از گریختن رهّام از اشکبوس - شاهنامه فردوسی بزرگ - دوشنبه هفتم تیر ۱۳۹۵
به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی / به صد دفتر نشاید گفت حسب‌الحال مشتاقی - غزلیّات سعدی - دوشنبه هفتم تیر ۱۳۹۵
چه نیکبخت کسانی که با تو همسخنند / مرا نه زهرۀ گفت و نه صبر خاموشی - غزلیّات سعدی - یکشنبه ششم تیر ۱۳۹۵
ما سپر انداختیم گر تو کمان می‌کشی / گو دل ما خوش مباش گر تو بدین دلخوشی - غزلیّات سعدی - یکشنبه ششم تیر ۱۳۹۵
دلم ببرد و به جان زینهار می‌ندهد / کسی به شهر شما این کند به جای کسی ؟ - غزلیّات سعدی - شنبه پنجم تیر ۱۳۹۵
چو آب می‌رود این پارسی به قوّت طبع / نه مرکبی‌ست که از وی سبق برد تازی - غزلیّات سعدی - جمعه چهارم تیر ۱۳۹۵
بعد از تو که در چشم من آید که به چشمم / گویی همه عالم ظلمات است و تو نوری - غزلیّات سعدی - جمعه چهارم تیر ۱۳۹۵
دل به عیاری ببردی ناگهان از دست من / دزد شب گردد تو فارغ روز روشن می‌بری - غزلیّات سعدی - پنجشنبه سوم تیر ۱۳۹۵
به خدای اگر چو سعدی برود دلت به راهی / همه شب چون او نخسبی و نظر به راه داری - غزلیّات سعدی - پنجشنبه سوم تیر ۱۳۹۵
نه تو گفتی که به جای آرم و گفتم که نیاری / عهد و پیمان و وفاداری و دلبندی و یاری ؟ - غزلیّات سعدی - چهارشنبه دوم تیر ۱۳۹۵
به هر سلاح که خون مرا مرا بخواهی ریخت / حلال کردمت الّا به تیغ بیزاری - غزلیّات سعدی - پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۵
عمر سعدی گر سر آید در حدیث عشق شاید / کاو نخواهد ماند بی‌شک وین بماند یادگاری - غزلیّات سعدی - چهارشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۵
ای گنج نوشدارو با خستگان نگه کن / مرهم به دست و ما را مجروح می‌گذاری - غزلیّات سعدی - چهارشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۵
سعدیا داروی تلخ از دست دوست / به که شیرینی ز دست دیگری - غزلیّات سعدی - سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۵
آه سعدی اثر کند در کوه / نکند در تو سنگدل اثری - غزلیّات سعدی - سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۵
من کم نمی‌کنم سر مویی ز مهر دوست / ور می‌زند به هر بن موییم نشتری - غزلیّات سعدی - سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۵
گفتم اگر نبینمت مهر فرامشم شود / می‌روی و مقابلی غایب و در تصوّری - غزلیّات سعدی - یکشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۵
بخت آیینه ندارم که در او می‌نگری / خاک بازار نیرزم که بر او می‌گذری - غزلیّات سعدی - شنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۵
کنون حلاوت پیوند را بدانی قدر / که شربت غم هجران تلخ نوشیدی - غزلیّات سعدی - جمعه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۵
گرفتمت که نیامد ز روی خلق آزرم / که بی‌گنه بکشی ، از خدا نترسیدی ؟ - غزلیّات سعدی - جمعه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۵
تُرُش بنشین و تیزی کن که ما را تلخ ننماید/چه می‌گویی چنین شیرین که شوری در من افکندی؟ - غزلیّات سعدی - جمعه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۵
ای باد بامدادی خوش می‌روی به شادی / پیوند روح کردی پیغام دوست دادی - غزلیّات سعدی - چهارشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۵
نیک بد کردی شکستن عهد یار مهربان / این بتر کردی که بد کردی و نیک انگاشتی - غزلیّات سعدی - سه شنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۵
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد / دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی - غزلیّات سعدی - دوشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۵
ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته‌ای / دشمن از دوست ندانسته و نشناخته‌ای - غزلیّات سعدی - جمعه چهاردهم خرداد ۱۳۹۵
گویند تمنایی از دوست بکن سعدی / جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی - غزلیّات سعدی - پنجشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۵
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم / چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی - غزلیّات سعدی - چهارشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۵
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی / شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی - غزلیّات سعدی - سه شنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۵
چنانم در دلی حاضر که جان در جسم و خون در رگ / فراموشن نه‌ای وقتی که دیگر وقت یاد آیی - غزلیّات سعدی - سه شنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۵
بی‌رخت چشم ندارم که جهانی بینم / به دو چشمت که ز چشمم مرو ای بینایی - غزلیّات سعدی - سه شنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۵
به زیبایی اگر نازی غرامت باد بر حسنت / به زیبایی نه‌ای زیبا به تو زیباست زیبایی - غزلیّات سعدی - دوشنبه دهم خرداد ۱۳۹۵
همه بی‎نیازست و ما بنده‌ایم / به فرمان و رایش سرافکنده‌ایم - شاهنامه فردوسی بزرگ - یکشنبه نهم خرداد ۱۳۹۵
عقلم بدزد لختی چند اختیار دانش ؟ / هوشم ببر زمانی تا کی غم زمانه ؟ - غزلیّات سعدی - یکشنبه نهم خرداد ۱۳۹۵
سپر صبر تحمل نکند تیر فراق / با کمان ابرو اگر جنگ نیاغازی به - غزلیّات سعدی - شنبه هشتم خرداد ۱۳۹۵
بازم حفاظ دامن همت گرفت و گفت / از دوست جز به دوست مبر سعدیا پناه - غزلیّات سعدی - شنبه هشتم خرداد ۱۳۹۵
نامه نوشتن کیخسرو و شروع نامه با یاد خدا - شاهنامه فردوسی بزرگ - چهارشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۵
گر بهار و لاله و نسرین نروید گو مروی / پرده بردار ای بهار و لاله و نسرین من - غزلیّات سعدی - سه شنبه چهارم خرداد ۱۳۹۵
ما را تو به خاطری همه روز / یک روز تو نیز یاد ما کن - غزلیّات سعدی - دوشنبه سوم خرداد ۱۳۹۵
تا کی ای جان اثر وصل تو نتوان دیدن ؟ / که ندارد دل من طاقت هجران دیدن - غزلیّات سعدی - دوشنبه سوم خرداد ۱۳۹۵
نبایستی هم اوّل مهر بستن / چو در دل داشتی پیمان شکستن - غزلیّات سعدی - شنبه یکم خرداد ۱۳۹۵
گر نظر صدق را نام گنه می‌نهند / حاصل ما هیچ نیست جز گنه اندوختن - غزلیّات سعدی - جمعه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۵
روشن روان عاشق از تیره شب ننالد / داند که روز گردد روزی شب شبانان - غزلیّات سعدی - جمعه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۵
به بازیگری ماند این چرخِ مست / که بازی برآرد به هفتاد دست - شاهنامه فردوسی بزرگ - پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۵
نفسی بیا و بنشین سخنی بگوی و بشنو / که قیامت است چندان سخن از دهان خندان - غزلیّات سعدی - سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۵
برخیز که باد صبح نوروز / در باغچه می‌کند گل‌افشان - غزلیّات سعدی - سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۵
جهان روشن به ماه و آفتاب است / جهان ما به دیدار تو روشن - غزلیّات سعدی - دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۵