ای گنج نوشدارو با خستگان نگه کن / مرهم به دست و ما را مجروح میگذاری
گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت / تو در میان گلها چون گل میان خاری
زاول وفا نمودی چندان که دل ربودی / چون مهر سخت کردم سست آمدی به یاری
عمری دگر بباید بعد از فراق ما را / کاین عمر صرف کردیم اندر امیدواری
( غزلیّات سعدی )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۵ توسط رضا