ORezaO

نومید مشو جانا، کاومید پدید آمد / اومیدِ همه جان‌ها از غیب رسید، آمد

ای شب به سحر برده در یا رب و یا رب تو / آن یا رب و یا رب را رحمت بشنید، آمد

.

( غزلیّات مولوی )


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۳ توسط رضا

ز صد رفیق، یکی مهربان فتد، هش‌دار / که ترکِ صحبتِ یارانِ مهربان نکنی

به دوستانِ فراوان کجا رسی که تو باز / ادایِ حقِّ یکی را به سالیان نکنی

اگر به دستِ تو دشمن ز پا فتاد ای دوست / مباش غرّه که خود عمرِ جاودان نکنی

.

( ملک‌الشعرا بهار )


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۳ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر