ORezaO

این غزل را بهار به سال 1327 در بستر بیماری در سوییس ساخته است

.

بگرد ای جوهرِ سیّال در مغزِ بهار امشب / سرت گردم، نجاتم دِه ز دستِ روزگار امشب

برِ یاران، ترُش‌روی آمدم زاین تلخ‌کامی‌ها / ز مستی خندۀ شیرین به رویم برگمار امشب

ز سوزِ تب نمی‌نالم طبیبا دردسر کم کن / مرا بگذار با اندیشۀ یار و دیار امشب

فنایِ سینه‌ریشان گر میِ ناب است ای ساقی / بده جامیّ و برهانم ز رنجِ انتظار امشب

شبِ هجرانم از جان سیر کرد، آن زلفِ پُر خم کو؟ / که در دامانش آویزم به قصدِ انتحار امشب

مده دارویِ خواب ای غافل از شب زنده‌داری‌ها / خوشم با آهِ آتشناک و چشمِ اشک‌بار امشب

اگر نالد بهار، از زخمِ دل نالد، نه زخمِ سل / پرستاران چه می‌خواهید از این بیمارِ زار امشب

.

( ملک‌الشعرا بهار )


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر