شد ز غمت خانۀ سودا دلم / در طلبت رفت به هر جا دلم
در طلبِ زهرهرخِ ماهرو / مینگرد جانبِ بالا دلم
آه که امروز دلم را چه شد؟ / دوش چه گفتهست کسی با دلم؟
از طلبِ گوهرِ گویایِ عشق / موج زند موج چو دریا دلم
از دلِ تو در دلِ من نکتههاست / اه چه ره است از دلِ تو تا دلم
گر نکنی بر دلِ من رحمتی / وای دلم، وای دلم، وا دلم
.
( غزلیّات مولوی )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲ دی ۱۴۰۴ توسط رضا