صد بار وجود را فرو بیختهاند / تا همچو تو صورتی برانگیختهاند
سبحان الله ز فرقِ سر تا قدمت / در قالبِ آرزویِ من ریختهاند
.
( رباعیّات خاقانی )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴ توسط رضا
چو غلامِ آفتابم هم از آفتاب گویم / نه شبم، نه شبپرستم، که حدیثِ خواب گویم
چو رسولِ آفتابم، به طریقِ ترجمانی / بهنهان از او بپرسم، به شما جواب گویم
چو دلت چو سنگ باشد، پر از آتشم چو آهن / تو چو لطفِ شیشه گیری، قدح و شراب گویم
.
( غزلیّات مولوی )
نوشته شده در تاريخ جمعه ۴ مهر ۱۴۰۴ توسط رضا