ORezaO

کاری که ز من پسند نایدْت / با من مکن آنچنان و مپسند

آن گوی مرا که دوست داری / گر خلق تو را همان بگویند

چون خود نکنی چنان که گویی / پندِ تو بوَد دروغ و ترفند

جز راست مگوی گاه و بیگاه / تا حاجت نایدت به سوگند

گنده‌ست دروغ از او حذر کن / تا پاک شود دهانت از گند

بزدای به عذر زنگِ کینه / جز عذر، درختِ کین که برکند؟

.

( ناصر خسرو )


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۳ توسط رضا

در بند مدارا کن و دربند میان را / در بند مکن خیره طلب مُلکتِ دارا

گر تو به مدارا کنی آهنگ، بیابی / بهتر بسی از مُلکتِ دارا به مدارا

بشکیب ازیرا که همی دست نیابد / بر آرزوی خویش مگر مردِ شکیبا

آن بهْ که نگویی چو ندانی سخن، ایراک / ناگفته سخن بهْ بوَد از گفتۀ رسوا

چون تیر، سخن راست کن، آنگاه بگویش / بیهوده مگو، چوب مپرتاب ز پهنا

.

( ناصر خسرو )

.

در بیت اول : دربند میان را: کمر خود را بستن کنایه از آماده انجام کار شدن و مصمم بودن – خیره: بیهوده

در بیت چهارم : ایراک: زیرا که


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۹ مهر ۱۴۰۳ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر