ORezaO

سقراط در مورد کوروش می‌گوید که او پادشاه یگانه‌ای است. او برای بیان دلیل خود، به بازدید لیساندر از پردیس کوروش در سارد اشاره می‌کند و می‌گوید :

" لیساندر از اینکه تعداد بی‌شماری از درختان گوناگون در ردیف‌های منظم، یکی پس از دیگری و با شکل هندسی خاصی کاشته شده بودند و بوی عطرشان فضا را پر کرده بود، شگفت زده شده بود. به همین دلیل با صدای بلند گفت : کوروش، من از این زیبایی و نظم بی‌نظیر در حیرت هستم، اما بیش از آن، شخصی را تحسین می‌کنم که این باغ را، این گونه برای تو ساخته و طراحی کرده است. کوروش نیز با کمال افتخار پاسخ داد، من این باغ را طراحی کرده‌ام و من، خود این نظم را در باغ به وجود آورده‌ام، حتی بعضی از این درختان را شخصاً با دست خویش کاشته‌ام. در همان لحظه، لیساندر رو به کوروش کرد و وقتی که به زیورآلات او به طور کامل نگریست گفت: ای کوروش! آیا تو واقعا بخشی از این باغ را با دستان خودت کاشته‌ای؟ آنگاه کوروش پاسخ داد، هرگز تا زمانی که در مزرعه یا در میدان جنگ، عرق از پیشانی‌ام جاری نشود، دست به شام نمی‌برم "

بی‌تردید روایت گزنفون از کوروش، گوشه‌ای از ویژگی‌های شاهانه او را نشان می‌دهد. بنابراین، ارتباط میان پادشاه و کشاورزی، یکی از عناصر ویژه ایدئولوژی پادشاهان هخامنشی است. در حقیقت، توصیف و تعیین باغ‌ها، پردیس‌ها و سبزی، خرمی و زیبایی آنها از سوی نویسندگان آن دوره و همچنین اشاره آنها به خشکی و بی‌آب و علفی بیابان‌های اطراف، گواهی است بر این حقیقت که پادشاهان هخامنشی، خالق سرسبزی و زیبایی بوده‌اند.

 

( برگرفته از کتاب " از کوروش تا اسکندر " )


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۵ توسط رضا
کوروش ، از میان مردان تاریخی روزگاران گذشته ، از معدود کسانی است که نامش همواره با تکریم یاد شده است و در میان سرشناسان تاریخ ، دو تن دیگر را همپایه او شمرده اند . یکی اسکندر و دیگری ژول سزار . امّا آن دو ، به آوازه‌‌ی نیکنامی او نبوده اند .

 

این نیکنامی که کوروش را بلند آوازه کرده است ، یکی به سبب ظهور او به عنوان یک فرمانروای معتدل در آن روزگاران پروحشت بوده است . روزگاری که آنان که سوار بر اسب قدرت بوده اند ، از جوش و جوهر مردانگی تهی بودند .

دیگر از علل آوازه‌ی کوروش مهربانی او به شکست خوردگان یهود بود ، که نام او را به یکی از دیرینه ترین کتاب های دینی راه داد و هر بامداد و شامگاه بر زبان پیروان کیش موسی جاری ساخت .

این مداراگری که از سوی کوروش اعمال می شد ، در تاریخ مشرق زمین ، تا آن روزگار ، بی نظیر بود . سابقه‌ی پادشاهی در مشرق زمین ، در روزگاران پیش و پس از تاریخ ، سابقه ای دادگرانه نبوده است . دربارهای مشرق ، در همه‌ی روزگاران نمایشگاه قدرت و زرق و برق قدرت بوده و همواره بر دوش مردم سنگینی کرده اند . اینست که سادگی و وقار کوروشی ، همچون نقشی دلپذیر ، در دل های مردم نفوذ کرد .

کوروش در فرمان های خود ، از مقدّسات ملت ها ، با احترام یاد کرد و آنچه را که از ملت های مغلوب ربوده بودند ، پس داد . از جمله ، به نوشته تورات : پنج هزار و چهارصد ظرف طلا و نقره را به یهود داد .

بازسازی پرستشگاه های ویران شده‌ی ملت های شکست یافته نیز یکی از شاهکارهای رفتار بزرگ منشانه بود . هنگامی که پس از کشته شدن "بلشزر" - فرزند پادشاه بابل - به فرمان کوروش ، درباریان پارس و سپاهیان پارس عزادار شدند ، اگر این ، یک شگرد سیاستمدارانه هم باشد ، بسیار زیباست . گرچه دوام مهریاری و تسلسل رفتار بزرگوارانه‌ی کوروش ، بر ثبات آن صفات در وی حکایت دارد .

شیوه‌ی انسانی کوروش ، دوره‌ی نوینی را در تاریخ مشرق زمین گشود ، که مردم ، پادشاهان دیگر را در ترازویی می سنجیدند که در کفه‌ی دیگر آن ، ویژگی های انسانی کوروش را نهاده بودند .

 

( کتاب سیمای کوروش در صبحدم تاریخ )


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۵ توسط رضا
وقتی که آشوربانی پال در یک کتیبه می نویسد : « خاک شهر شوشان و شهر ماداکتو و شهرهای دیگر را تماماً به آشور کشیدم و در مدت یک ماه و یک روز کشور عیلام را به تمامیِ عرض آن جاروب کردم . من ، این مملکت را از عبور حشم و گوسفند و نیز نغمات موسیقی بی نصیب ساختم ، به درندگان و مارها و جانوران کویر و غزالان ، اجازه دادم که فرو گیرند . »

 

و در گوشه‌ی دیگری از تاریخ ، مردی پدید می آید که در فتح‌نامه خود می نویسد : « خداوندگار بزرگ ، دل های مردم نجیب بابل را به سوی من ، جلب کرد . زیرا من همه روزه در اندیشه‌ی پرستش او بودم و لشکر بزرگ من ، به آرامی به بابل در آمد و من نگذاشتم دشمنی به سومر و اکد پاگذارد . »

در این دو نوشته ، همه داوری تاریخ نهفته است . داوری‌یی که دادگر و ستمگر را از یکدیگر باز می شناساند .

 

( کتاب سیمای کوروش در صبحدم تاریخ )


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۵ توسط رضا
افلاطون :

 

در دوران حکومت کوروش بزرگ هخامنشی ، قدرت دولت و آزادی فرد ، چنان با هم به نیکی آمیخته بود ، که حکومتی سرمشق و نمونه به وجود آورده بود . دریغمندانه در روزگاران بعد ، کمتر به چنین وضعی برمی خوریم .

 

( کتاب سیمای کوروش در صبحدم تاریخ )


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۵ توسط رضا
کورورش ، نه تنها در گفته های پیشینیان دور به بزرگی یاد شده است که منتقدان روزگاران نزدیک به ما نیز ، از او به بزرگی یاد کرده اند . چنان که " کنت دوگوبینو " مورخ و سیاستمدار سده‌ی نوزدهم درباره کوروش می نویسد : " او ، هیچگاه همانند خود را در این جهان نداشته است . او ، یک مسیح بود . او ، که تقدیر ، برایش مقدّر داشته بود که باید ، برتر از دیگران باشد . "

 

( کتاب سیمای کوروش در صبحدم تاریخ )


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۵ توسط رضا
ویژگی هایی که برای ذوالقرنین در قرآن یاد شده است ، چنین است :

 

( آیات 82 تا 98 از سوره کهف )

1) کسی که از پیامبر (ص) درباره او پرسش شده است قبلا به "ذوالقرنین" معروف بوده است و این عنوان را قرآن به او نداده است . یعنی پرسش کنندگان این عنوان را به او داده اند . از این رو است که در قرآن آمده است : « یَسئَلونَکَ عن ذی القرنین » یعنی : از تو ( یعنی پرسش کنندگان که یهودی هم بودند از حضرت محمّد ) درباره ذوالقرنین می پرسند .

2) خداوند کشوری را در اختیار او نهاده است و وسایل فرمانروایی را از برایش فراهم آورده .

3) 

الف) او در غرب جنگیده و به آنجا رسیده است که خورشید غروب می کند .

ب) در مشرق جنگیده و به آنجا رسیده است که جز صحرایی خشک و بی آب و علف ندیده و باشندگان آن سرزمین ، مردمی بدوی بوده اند .

ج) به تنگه ای سختْ گذر رسیده است که گروهی ، پیوسته از آن گذر می کرده و مردمانِ باشنده در آن ناحیه را غارت می کردند . باشندگان این ناحیه ، آن غارتگران را "یأجوج و مأجوج " می گفته اند . و این یأجوج و مأجوج مردمی بی فرهنگ بوده اند .

4) ذوالقرنین در برابر این گروه ، سدّی بنا کرده است .

5) سدّ یاد شده ، از سنگ و آجر و آهن و پولاد ساخته شده و چنان عظیم بوده است که از هجوم غارتگران جلوگیری می کرده .

6) پادشاه ، دادگستر و مردم نواز بوده و از خونریزی بیزار ، شکست خوردگان را نمی آزرده و آنگاه که به مردم مغرب استیلا یافته است ، مغلوبان بر این گمان بوده اند که مورد آزار قرار خواهند گرفت . اما او چنین نکرد و گفت که : نیکوکاران و سران قوم از آسیب محفوظ خواهند بود و او خواهد کوشید تا به داد و دهش ، دل ها را به دست آوَرَد .

7) پادشاه به مال دنیا نیازی نداشت و آز بر او چیره نبود و چون شکست خوردگان خواستند که برای بستن سدّ پول فراهم کنند ، از پذیرفتن پول آنان خودداری کرد و گفت : خدا ، مرا از اندوخته‌ی شما بی نیاز ساخته است . منتها ، به نیروی بازوی خویش ، مرا یاری دهید که در برابر دشمن سدّی آهنین برآورم .

 

( کتاب سیمای کوروش در صبحدم تاریخ )


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۵ توسط رضا
اما کوروش یک انسان بود . انسانی متعادل و متعالی که می اندیشید و خردمندانه تصمیم می گرفت و اقدام می کرد . اگر به جنگ می رفت ، می کوشید تا به مردم شهرها و سپاهیان آن کشور ، کمترین زیان و تلفات وارد آید و تا آنجا که کار به صلح انجام می شد ، دست به تیغ نمی برد .

 

در آن روزگار شرک و بت پرستی نیز که مردم گوشه و کنار قلمرو او اسیر بت پرستی بودند ، گرچه خود او یگانه پرست بود اما اندیشه خداپرستانه‌ی خود را به کسی تحمیل نمی کرد و پس از گشودن یک شهر یا یک کشور ، پسندهای مردم را پاس می اشت و ناخوشایندهاشان را خوش آیند نمی داشت و به شکست خوردگان به چشم تحقیر نمی نگریست و داشته هاشان را نمی ستاند و چون آنجا را ترک می گفت ، حاکمی از خودِ آن مردم بر آنان می گمارد و چشم و گوش هایش در کار بودند که حاکم آنان بر ایشان ستم نکند . چه ، آن ستم ها را به حساب کوروش می گذاشتند و این بود اصول فرمانروایی کوروش که در آن روزگار پروحشت ، بر دل ها خوش نشسته و به او نقش یک فرمانروای دادگر و مردم‌دوست و مهربان و نیک اندیش داده بود . 

در روزگار خود کوروش نیز در بابل ، مردم زیر ستمی جانکاه می زیستند و درباریانش آن زر و زیورها و بریز و بپاش ها در کار خود داشتند . و چون آن اوضاع و احوال به هم ریخت ، بابلیان با فرمانروایی روبه‌رو شدند که از بافت خود مردم پایین جامعه بود و به سادگی کارگران و سربازان و روستاییان می زیست و در تفاوت ، تاجی از گِلِ پخته بر سر داشت و در مراسم عبادی آنها شرکت می کرد . این بود راز گیرایی حکومت کوروش و آنها این تفاوت ها را در مقایسه‌ی حکومت "بلشزر" و "نبونید" با فرمانروایی کوروش درمی یافتند و لمس می کردند .

به هر روی کوروش ، مردی بود "کاردان" و "تدبیرگر" ، و هیچگاه خود را به "آرزوخواهی" و "خیال پروری" و آز ورزی" نمی سپرد .

فتح بابل به دست کوروش نزد بیشترینه‌ی مردم با خرسندی بسیار تلقی شد . کتیبه ای که در این باره از کاهنان بابل در دست است ، کوروش را همچون گزیده‌ی مردوک نشان می دهد ، که این خدای بابلیان او را به شهر خویش خوانده است تا آنجا را از تعدّی نبونید برهاند . 

آن مایه از مهربانی که کوروش نسبت به یهودیانی که از روزگار نبوکدنسر در اسارت بودند ، نشان داد ، باری آنان را واداشته است تا بدین توجیه دست زنند که وی ، همان مسیح است که یهودیان در انتظار او بودند .

 

( کتاب سیمای کوروش در صبحدم تاریخ )


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۵ توسط رضا
گزنفون کتابی به نام " کوروپادیا " یا " سیروپدی " دارد که در زمینه‌ی تربیت کوروش است . در این کتاب که در حقیقت دستور فرمانروایی خردمندانه است ، نویسنده در آغاز می گوید : هیچگاه گوسفندان یک گله ، بر چوپان خود نمی شورند ، مهتران ، اسبان را پرورش می دهند ، بی آنکه اسبان شورشی از خود نشان دهند . پس چرا افراد آدمی بر فرمانروایان خود می شورند ؟ آنگاه نتیجه می گیرد که این شیوه فرمانروایی است که موجب شورش و سرکشی می شود . و آنگاه چنین می گوید‌: 

 

« این تفکرات ما را به این نتیجه می رساند که برای انسان ، راندن حیوان آسان تر از اداره کردن مردم است . ولی چون مشاهده می کنیم که کوروش پارسی ، بیشماری از مردمان را در اطاعت خود داشت و بر عده ای زیاد از شهرها و ملل حکمرانی می کرد ، مجبور شدیم عقیده‌ی خود را تغییر داده ، بگوییم که اگر به این کار با تردستی مبادرت کنند ، اداره کردن مردم محال و بلکه مشکل هم نیست . واقعا می دانیم که مردمان مختلف شتابان مطیع او گشتند و حال آنکه از او به مسافت هایی دور بودند که می بایست آن را در مدت زیادی از روزها و ماه ها بپیمایند . بعضی او را هیچگاه ندیده بودند و برخی می دانستند که هیچگاه او را نخواهند دید . با وجود این می خواستند تبعه‌ی او گردند . بنابراین او بر پادشاهان دیگر ، به مراتب برتری یافت . چه بر آنهایی که سلطنت را به میراث یافتند ، و چه بر کسانی که به قوّت خود به پادشاهی رسیدند . پادشاه تراکیه می خواهد رئیس تراکی ها باشد و پادشاه ایلیریه آقای ایلیری ها . چنین اند نیز سایر ملل . از اینجاست که گویند در اروپا آن همه کشور های مستقل وجود دارد ولی کوروش ، چون دید که هریک از ملل آسیا هم جداگانه استقلال دارند ، با سپاهی کوچک از پارسی ها به راه افتاد و اول ، رئیس مادها و گرگانی ها گشت ، این ها با میل مطیع او شدند . بعد او ، سوری ها ، آسوری ها ، عربان ، مردم کاپادوکیه ، فریگی های دو کشور ( یعنی فریگی های بالا و پایین ) ، لیدی ها ، کاری ها ، فنیقی ها و بابلی ها را مطیع کرد . او قوانین خود را به باختری ها ، هندی ها و کیلیکی ها قبولاند و نیز با سکاها ، پافلاگونی ها ، ماریاندی ها و با شمار بیشماری از مردمان که یاد نام آنها نیز مشکل است ، چنین کرد . سرانجام ، او بر یونانی های آسیا حکمران شد .

این مردمان به زبان او سخن نمی گفتند و زبان یکدیگر را نیز نمی فهمیدند . با وجود این ، بیم از کوروش در دل ها چنان بود که کسی جرات نمی کرد بر ضدّ او خیزش کند . یکی از جهات آن اوضاع ، این بود که او می توانست دل های مردمان را به گونه ای رو به خود کند که همه می خواستند جز اراده ی او ، چیزی بر آنها حکومت نکند . آن قدر مردمان در زیر فرمان خود گرد آورد ، که اگر کسی می خواست کشورهای این مردمان را بپیماید و این کار را از مقرّ سلطنت شروع کرده ، به مشرق ، مغرب ، شمال و جنوب برود ، کاری بس دشوار بود . چون ما عقیده داریم که این شخص بزرگ سزاوار ستایش است ، راجع به تولّد ، فطرت و تربیت او ، که باعث مقام ارجمند وی در فنّ اداره کردن گشت تحقیقات کردیم ، آنچه از این راه بدست آورده ایم و آنچه را که گمان می رود راجع به او کشف کرده ایم ، امتحان خواهیم کرد ، در اینجا حکایت کنیم . »

 

( کتاب سیمای کوروش در صبحدم تاریخ )

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۵ توسط رضا
اگر بگوییم که کوروش در روزگار فرمانروایی خویش ، فرمانی به کشتن نداده است ، از جادّه‌ی حقیقت به دور افتاده ایم . چه ، او نیز یکی از فرزندان آدم بوده است ، با همه‌ی ویژگی های انسانی . اگر بگوییم سپاهیان او به کسی ستم نکرده اند ، از حقیقت به دور افتاده ایم . اگر بگوییم در روزگار فرمانروایی او کسی از نزدیکان به قدرت ستمی نکرده است ،‌ چنین نیست . امّا وقتی می گوییم نسبت به پیروان ادیان مداراگر بود ، بوده است . اگر بگوییم گره مشکلات را به تدبیر باز می کرد ، چنین بوده است . اگر بگوییم در کار کشورداری صاحب تدبیر بود ، بوده است و این هاست مجموعه ای از صفات یک فرمانروای خوب .

 

 

( کتاب سیمای کوروش در صبحدم تاریخ )


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۵ توسط رضا

دروغ ، بزرگترین مانع بخشش است .

 

( کوروش بزرگ )


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۵ توسط رضا
از معنویت او همین بس که در کتاب های آسمانی به صراحت و کنایه از او تجلیل شده است ، از آن روی که بر بندگان خدا آسان می گرفت و زندگی آنان را آسان می کرد . و آسانگیری را به پیرامونیان خویش می آموخت . او زرپرست و دلبسته‌ی مال فناپذیر دنیا نبود و در راه زراندوزی ، دودمان ها و خانمان ها را به باد نمی داد . از روزگار او کاخی به جا نمانده و آنچه از روزگار پادشاهی دودمان او برجاست ، ساخته و پرداخته‌ی پسینیان اوست . کوروش آرایه و پیرایه‌ی شاهی نداشت . در پرستشگاه بابل تاجی از خشت پخته بر سر داشت و بدین سابقه هاست که اینک پس از بیست و پنج سده ، نام و یاد او در دل ها مانده و دست حوادث روزگار ، خشتی از بنای پرشکوه گور او برنداشته است .
 
فرمانروایانی که به بندگان خدا خیر و نیکی می رسانند ، دل و چشمی به سوی عالم ملکوت دارند و از مردان خدا به شمار می آیند و یاد و نامشان به دل ها آرامش می بخشد . و خونریزان و خونخواران به درکات می پیوندند و نام و یادشان پیوسته به نفرت تکرار می شود . نام هایی چون آشوربانی‌پال ، نبوکدنسر ، چنگیز و تیمورلنگ لکه های ننگی است بر دامن معصومیت بشر . و یاد و نام کورورش ، اختر فروزانی است در عالم فرمانروایی .
 
 
( کتاب سیمای کوروش در صبحدم تاریخ )

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۵ توسط رضا

روز صدور اولین منشور حقوق بشر گرامی باد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۷ آبان ۱۳۹۴ توسط رضا
مستر گرندی استاد دانشگاه آکسفورد که در تاریخ قدیم تنها مرجع موثق شناخته می شود در کتاب " جنگ بزرگ پارس " می گوید :

شک نیست که شخصیت کوروش شخصیتی نادر و بی نظیر و در عصر خود غیرعادی بود ، کوروش در دل ملل معاصر خود چنان اثری به جای گذاشت که عقل را مات می کند . موفقیت و پیروزی کوروش بسیار بزرگ بود ، تا 12 سال پیش از آن حاکم ولایت کوچکی به نام " انشان " بوده درحالیکه یکباره می بینیم تمام حکومت های قومی بزرگ در برابر او زانو می زنند ، اینها کشورهایی بودند که روزی دم از امپراطوری جهانی می زدند ، سرزمین " سارگون " ، پادشاه افسانه ای کشور " آکاد " و امپراطوری بخت النصر و بابل اکنون در برابر امپراطور جدید سر تسلیم فرود آورده و کوروش نه تنها فاتحی بزرگ بلکه حاکمی مقتدر برای این مملکت محسوب می شود . ملت ها نه تنها رژیم جدید را پذیرفتند بلکه به آن بسیار روی موافق نشان دادند چنان که در ده سال عمر کوروش پس از فتح بابل می بینیم که هیچ شورش و وسوسه جدایی در امپراطوری بزرگ او روی نداده است . صحیح است که ملت ها در برابر او تسلیم شده بودند ولی این تصمیم در برابر سخت دلی و استبداد او نبود ، که حکومت کوروش قتل و غارت و عذاب و تبعید نمی شناخت ، گناهکاران را به تازیانه نمی بست و فرمان قتل عام نمی داد و ملت ها را به راندن از کشور و موطن خود تهدید نمی کرد بلکه تمام این تسلیم ها نتیجه این بود که امنیت و آرامش همه جا را فراگرفته ، گرگ و میش با هم زندگی می کردند . آثار بی داد پادشاهان آشور و بابل از میان رفته و ملت های تبعید شده به کشورها و شهرهای خود بازگشته و خدایان و معابد خود را از نو برپا داشته بودند ، از آداب و رسوم قومی هیچ ملتی جلوگیری نمی شد ، بلکه همه در کار خود آزادی داشتند و ادیان و مذاهب انحصاری نشده و به جای خوف و وحشت عمومی سابق ، داد و دادگستری و بخشش و مساوات تام نصیب اقوام شده بود ، همانگونه که در متن حقوق بشر کوروش بزرگ آمده است .


( کتاب کوروش کبیر از منظر کتب توحیدی )


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۲ توسط رضا
متن استوانه منشور حقوق بشر کوروش بزرگ :

 

به نام مزدا

اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران ، بابل و کشورهای چهارگانه را بر سر گذاشته‌ام ، اعلام می کنم که : تا روزی که زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارمغان می کند ، کیش و آیین و باورهای مردمانی را که من پادشاه آنان هستم گرامی بدارم و نگذارم فرمانروایان و زیردستان من کیش و آیین و دین و روش مردمان دیگر را پست بدارند و یا آنها را بیازارند ، من که امروز افسر پادشاهی را بر سر نهاده ام ، تا روزی که زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارزانی کرده هرگز فرمانروایی خود را بر هیچ مردمانی تحمیل نکنم و در پادشاهی من هر ملتی آزاد است که من را به پادشاهی بپذیرد و یا نپذیرد و هرگاه که نخواهد من را پادشاه ایران ، بابل و کشورهای اربعه هستم ، نخواهم گذاشت که کسی به دیگری ستم کند و اگر کسی ناتوان بود و بر او ستمی رفت من از وی دفاع خواهم کرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستمگر را به کیفر خواهم رساند ، تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت کسی مال و اموال دیگری را با زور و یا هر روش نادرست دیگری از او بدون پرداخت ارزش واقعی آن بگیرد ، تا روزی که من زنده هستم نخواهم گذاشت کسی ، کسی را به بیگاری بگیرد و به او مزد نپردازد ، من اعلام میکنم که هرکس آزاد است هر دین و آیینی را که میل دارد برگزیند و هرجا که می خواهد سکونت نماید و به هر گونه که معتقد است عبادت کند و معتقدات خود را به جا آورد و هر کسب و کاری که می خواهد انتخاب نماید تنها به شرطی که حق کسی را پایمال نکند و زیانی به حقوق دیگران وارد نسازد ، من اعلام می کنم هرکس پاسخگوی اعمال خود می باشد ، هیچکس را نباید به انگیزه اینکه یکی از بستگانش خلاف کرده است مجازات کرد و اگر کسی از دودمان و یا خانواده ای خلاف کرد تنها همان کس به کیفر برسد و با دیگر مردمان و خانواده کاری نیست ، تا روزی که من زنده هستم نخواهم گذاشت مردان و زنان را به نام برده و کنیز و یا تحت نام های دیگر بفروشند و این رسم زندگی باید از گیتی رخت بربندد ، از مزدا می خواهم که من را در تعهداتی که نسبت به ملت های ایران ، بابل و کشورهای چهارگانه گرفته ام پیروز گرداند .

 

دیده می شود که این استوانه پیامش ،‌ پیام انسانی و بشری و در جهت تامین حقوق همه انسان ها بدون توجه به نژاد و جنسیت اعم از سیاه و سفید و زرد و یا زن و مرد است .

 

( کتاب کوروش کبیر از منظر کتب توحیدی )


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲ توسط رضا
هرودوت گوید : کوروش پادشاهی بزرگوار و بخشنده و آسان‌گیر بودو همچون دیگر خسروان به جمع مال و منال حریص نبود بلکه در بخشش و کرم افراط می کرد ، داد مظلومین را می داد و آنچه را که خیر خلق در آن بود .

گزنفون می نویسد : کوروش پادشاهی هوشیار و مهربان بود و با نبوغ پادشاهی ، ملکات و فضائل حکما نیز در او جمع شده بود ، کوشش داشت کشور خود را به اوج عظمت برساند ، بخشش او بر جبورت و جلال او می چربید ، خدمت هم نوع را شعار خویش قرار داده و خوی او دادگستری و احقاق حق ستمدیدگان بود ، تواضع و نرم‌دلی جای کبر و غرور را در سر او اشغال کرده بود .


( کتاب کوروش کبیر از منظر کتب توحیدی )


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲ توسط رضا
تطابق دو کتاب توحیدی ( تورات و قرآن ) در تایید کوروش :

الف : کتاب تورات می فرماید : این مرد که برگزیده خداست ، به عدالت برانگیخته شده است و آن کس که او را برانگیخته ، راه هایش را راست و هموار خواهد ساخت و او شهر خدا را بی هیچ گونه اجر و مزد مادی بنا خواهد کرد ، و اسیران اسراییل را آزاد خواهد نمود . ( کتاب تورات اشعیاء نبی باب 45 آیه 13 و 14 ) ( پیشگویی تورات )

ب : ترجمه آیات 83 تا 86 سوره الکهف قرآن : و از تو ای رسول ، سوالی از ذی‌القرنین می کنند ، پاسخ ده که من بزودی حکایت او را بر شما تذکر خواهم داد ، ما او را در زمین تمکن و قدرت بخشیدیم و از هر چیزی رشته ای به دست او دادیم ، او هم از آن رشته و وسیله حق پیروی کرد. هنگامی که در مسیر خود ذوالقرنین به مغرب رسید جایی که خورشید در دریایی محیط می گردید ، و آنجا قومی یافت که چون کافر بودند و به ذوالقرنین دستور دادیم که تو درباره این قوم قهر و عذاب اگر ایمان نیاوردند ، و یا لطف و رحمت اگر ایمان آوردند ، بجا آور .

اگر ما پاراگراف (الف) که قسمتی از تورات است با پاراگراف (ب) که قسمتی از قرآن است مقایسه نماییم و کمی هم دقت کنیم متوجه خواهیم شد که هردو پیام الهی دقیقا مشابهت دارند و هر دو پیام الهی ذوالقرنین را که همان کوروش است ، مورد حمایت و تایید قرار می دهند .

و از همه جالب توجه تر اینکه در دو کتاب توحیدی خداوند به کوروش مستقیماً و بی واسطه پیام می دهد ( در قرآن : قلنا یا ذوالقرنین ) 


( کتاب کوروش کبیر از منظر کتب توحیدی )


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۲ توسط رضا
جملاتی از تورات درباره کوروش بزرگ :

بر این قوم مردی فرمان رواست که خداوند او را دوست می دارد . ( تورات اشعیاء نبی باب 49 )

و همه او را مرد خدا می دانند . ( تورات اشعیاء نبی باب 41 )

نجات و عدالت خدایی است ، عقابی است که از دور فراخوانده شده است . ( تورات اشعیاء نبی باب 46 )


( کتاب کوروش کبیر از منظر کتب توحیدی )


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۲ توسط رضا
کتاب تورات ارمیاء باب 50 آیه 1 - 4

عصای غضب خداوند در این باره ، امتی است که از طرف شمال ( کورورش بزرگ ) می آید ، لشگریان آنان از عساکر خدای تعالی محسوبند ، خداوند آنها را سان  می بیند و برای حمله به بابل فرمان می دهد ، در میان امت ها اخبار اعلام نمایید ، علمی برافراشته اعلام نمایید و مخفی مدارید ، بگویید که بابل گرفتار شده و خجل گردیده است ، مردوک خرد شده و اصنام او رسوا و بت هایش شکسته گردیده است ، زیرا که امتی از طرف شمال بر او می آید و زمینش را ویران خواهد ساخت ، به حدی که کسی در آن ساکن نخواهد شد .


( پیش گویی تورات در مورد کوروش بزرگ )


( کتاب کوروش کبیر از منظر کتب توحیدی )


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۲ توسط رضا
کتاب اشعیاء باب 42 آیه 1 - 5

اینک بنده‌ی من ( کورورش ) که او را دستگیری نمودم و برگزیده من که جانم از او خشنود است -- من روح خود را بر او می نهم تا انصاف را برای امت ها صادر سازد -- او فریاد نخواهد زد و او آواز خود را بلند نخواهد نمود و آن را در کوچه ها نخواهد شنوانید -- نی خورد شده را نخواهد شکست و فتیله ضعیف را خاموش نخواهد ساخت تا عدالت را به راستی صادر گرداند -- او ضعیف نخواهد گردید و منکسر نخواهد شد تا انصاف را بر زمین قرار دهد و جزیره ها منتظر شریعت او باشند .


( کتاب کوروش کبیر از منظر کتب توحیدی )


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۲ توسط رضا
برخی از مردان بزرگ جهان هستند که مردم از تاج‌داری و فرمانروایی‌شان مسرور و شادمان می شوند و یکی از این اشخاص نادر ، کوروش بزرگ است که در اذهان همه افرادی که زیرمجموعه پادشاهی ایشان بوده اند نه تنها رضایت قلبی داشته اند بلکه او را می ستاییدند و هر قوم یا ملتی متناسب با فرهنگ خود لقبی و یا صفاتی برای ایشان قائل بوده اند . این مرد ( کوروش ) که پارسیان به خاطر رافت و مهربانیش او را پدر خطاب می کردند و دل های مردمان و ملل مختلف به او الفت گرفته بود به نحوی که همه می خواستند جز اراده او کسی بر آنها حکومت نکند شاهنشاهی بزرگی بوجود آورد که تا آن زمان ، تاریخ امپراطوریی بدان عظمت به خود ندیده بود . 


( کتاب کوروش کبیر از منظر کتب توحیدی )


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۲ توسط رضا
... در میان چنین گرداب هولناکی مردی از پارس برخاست که در عالم نظیری نداشت و مردی که تقدیر درباره اش مقرر داشته بود که باید برتر از دیگران باشد .

در کتب مقدس از او به نام مسیح و شبان خدا و کسی که شرق و غرب عالم را درنوردیده است1 نام برده شده است . و آن کسی نیست مگر کوروش بزرگ که در همه کتب مقدس توحیدی ابراهیمی از او یاد شده است .


1- قرآن مجید سوره الکهف آیات 82 تا 97


( کتاب کوروش کبیر از منظر کتب توحیدی )


نوشته شده در تاريخ شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۲ توسط رضا

7 آبان

29 اکتبر

روز جهانی

کوروش بزرگ

مبارک



نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۷ آبان ۱۳۹۲ توسط رضا
تقویم را نگاه کن، هفتم آبان نزدیک است. اما: چرا در مقابل ستون روز هفتم آبان چیزی ننوشته اند؟؟؟؟؟؟؟؟ مگر اینجا ایران نیست؟؟؟؟؟؟؟؟ مگر هفتم آبان روز جهانی کورش بزرگ نیست؟؟؟؟؟؟؟؟ مگر کورش بزرگ پدر ایران زمین نیست؟؟؟؟؟؟؟ مگر پدر ایران زمین - کورش بزرگ - بنیانگذار حـــــــــــقـــــــــــــو ق بــــــــــــشـــر نیست؟؟؟ ما را چه شده؟؟؟ به کدامین سو رو نهاده ایم که چنین روزی را بیگانگان بیش از ما ارج می نهند؟؟؟ ما ایرانی نیستیم؟؟؟ یا اینجا ایران نیست؟؟؟ یا آنها از ما ایرانی ترند؟؟؟ یا کورش ما را از ما جدا و مال خود کرده اند. ما که آرامگاه باستانمان را به آب می بندیم پس فراموشی مصلحتی چنین روزی هم به سان آب خوردن است در نزد ما..که از قدیم گفته اند آنکس که خواب است میتوان بیدار نمود ولی آنکس که خود را به خواب زده هرگز نمی توان بیدارش کرد. به هر حال جدای سخن در پرده گفتن، این روز بزرگ را پیشاپیش بر همه ایرانیان راستین شاد باش میگوییم . به یادتان می آورم که زیباترین کردار آدمی مهربانی اوست. پس مهربان باشید ، چه با دوست و چه با دشمن.


--------------------------


تندیس کوروش بزرگ در پارک سیدنی ( استرالیا )



نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۵ آبان ۱۳۹۲ توسط رضا
هفتم آبان ماه برابر با 29 اکتبر به فرنام سالروز آگاهاندن شوشه هوده های مردمی (منشور حقوق بشر )کوروش بزرگ در بابل، به نام کوروش بزرگ نامگذاری شده است. 


-------------------------------------------
ای پدر

هفتم آبان روز توست، هفتم آبان روزی است که جهان این روز را به نام تو می خواند و می شناسد. هرگاه که روز بزرگی باشد، هرگاه که زادروز یا بزرگداشتی و نکو داشتی باشد، همه برای آن بزرگ و به یاد او شادی می کنند، دست می افشانند،خیابانها را آذین می بندند، چراغ ها می افروزند و همه جا را رنگین و نورافشان می کنند.
هفتم آبان اما، هفتم آبان که روز توست، چه کسی می داند؟ چه کسی تو را می شناسد؟ در کجای تاریخ تو را فراموش کردیم؟ در کجا، در کجای این زمانه زنگار گرفته ما را رها کردی؟

هفتم آبان در سرزمین تو، در این مرز پر گهر،ایران زمین، در این خاک که روزی اهورایی می خواندندش هیچکس شاد نیست. هیچ خیابانی آذین بندی نیست، هیچ چراغی روشن نیست و هیچ آتشی فروزان نیست...



نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۵ آبان ۱۳۹۲ توسط رضا

3 روز تا 7 آبان ( 29 اکتبر )


نوشته شده در تاريخ شنبه ۴ آبان ۱۳۹۲ توسط رضا

پیشاپیش 7 آبان روز جهانی کوروش بزرگ مبارک


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۲ توسط رضا
سنگ نبشته ی آرامگاه کوروش بزرگ


من کوروش هستم ، شاه هخامنشی

ای مردی که هر که هستی و از هر کجا می‌آیی


زیرا می‌دانم که خواهی آمد

من کوروش هستم که به ایرانیان شاهنشاهی بخشید .

با من مشاجره مکن یگانه چیزی که هنوز برای من باقی مانده است

یک مشت خاک ایران است که پیکر مرا پوشانده!!!

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ توسط رضا
زادروز کوروش بزرگ 4 شهریور می باشد و روز ۷ آبان (۲۹ اکتبر) که تاریخ نویسان آن را روز ورود کوروش به بابل و صدور منشور کوروش می‌دانند به پیشنهاد سازمان بین‌المللی نجات پاسارگاد٬ انتخاب و نام‌گذاری شده است.
این روز تاکنون بطور رسمی در تقویم ایران ثبت نشده است.
این روز به مناسبت پایان تصرف امپراتوری بابل به دست سپاه هخامنشیان (۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد) و پایان دوران ستمگری در جهان باستان انتخاب شده‌است.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۲ توسط رضا
4 شهریور زادروز کوروش بزرگ بنیان گذار نخستین و بزرگ ترین شاهنشاهی بر پارسیان و جهانیان مبارک



نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۲ توسط رضا
آخرین سخنان کوروش قبل از مرگ :

ابتدا پسرانش را به زیباترین شکل ممکن و با بهترین سخنان سپارش به مهرورزی همیشگی کرد و در پایان چنین گفت :

اما پس از آن که دست ها بر چهره نهادم مگذارید هیچکس نگهی بر من افکند ، حتی شما فرزندان ، دیگر بر چهره ی من منگرید . اما پارسیان را فراخوانید تا بیایند و همه ی هم پیمانان مرا گویید تا فراز آیند به گورخانه . و در آن جایگه ، شادمانه جشنی کنید و شادباش گویید مرا که سرانجام به ایمنی پیوستم و دیگر مرا رنجی نخواهد بود و دیگر مرا اندوهی نخواهد بود زیرا که به شهریاری خداوند گام می نهم و در این جهان دیگر نیستم . جشنی دراندازید که درخور گردن فرازی مردی باشد که زندگانی این جهان اش بس شاد بود . ( می بینیم که نشونی از غم و اندوه نیست )

به یاد بسپرید واپسین سخن مرا :

مهر بورزید دوستان را و این مهرورزی شما را نیرویی خواهد داد که با آن دشمنان تان را براندازید . بدرود گرامی پسران ، مادر خویش را در جای من بدرود گویید . و همه دوستان مرا بدرود گویید ، آن دوستان را که در این جای اند یا به دوردست ها .

بدرود .


و با این سخنان دست های خویش آنان را داده و سپس چهره با دست ها پوشاند و درگذشت .


( کتاب زندگی کوروش - نوشته گزنوفون )


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۲ توسط رضا
گزنوفون :


چه کس جز کوروش توانسته است با جنگ ، شاهنشاهی خویش بنیاد کند و مردمانِ سرزمین های تسخیر شده او را پدر خویش بنامند ؟ حتی پس از مرگ ؟ این نام را به نیک ورزانِ نیکی رسان می دهند ، نه به دزدان و غارتگران .


( کتاب زندگی کوروش ، نوشته گزنوفون )


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۲ توسط رضا
شاه ارمنستان خطاب به کوروش بزرگ :

امروز درمی یابیم که نه وام دهنده به شما که سخت وام دار نیکی ها و مهربانی های شما هستیم ؛ و شرمیده خواهیم بود اگر این نیکی ها جبران نکنیم . گرچه جبران کردن همه نیکی های نیکی رسانی بزرگ چون شما شدنی نیست .


( کتاب زندگی کورورش ، به روایت گزنفون )


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۲ توسط رضا

منشـــــــــــــــــــــــور کوروش بزرگ چیست ؟
این منشور 40 خط نوشته دارد که بیش از 20 خطش از زبان کورش است و بقیه اش از زبان یک نفر دیگر به عنوان ناظر. در نوشته که کورش شرحی از اقداماتش در بابل را می دهد، به آزادی بردگان، حق انتخاب دین و صلح و آرامش و سازندگی اشاره شده است. این منشور به عنوان اولین متن حقوق بشر در جهان معرفی شده است، جون به چند اصل مهم حقوق بشر مثل آزادی، حق انتخاب دین و ... در ان اشاره شده است.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۲ توسط رضا
«به راستی چه میماند از آدمی جز چراغی روشن به راه آیندگان؟ پس بدانید که راستی بر دروغ ، نیکی بر بدی ، پاکی بر پلیدی ، بخشایش بر انتقام ، آشتی بر جنگ ، خرد بر جنون چیره خواهد شد و آیندگان بر ما قضاوت خواهند کرد و شما نیز چون من روزی تن اندر این خاک خسته خواهید کشید.»


"کوروش هخامنش. منشور پاسارگاد"


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۱ توسط رضا
متن منشور کوروش بزرگ - نخستین اعلامیه جهانی حقوق بشر


منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان ،نوه کوروش، شاه بزرگ، ...، نبیره چیش پیش، شاه بزرگ ، شاه انشان ... از دودمانی که همیشه شاه بوده اند و فراماروائی اش را « ِ‌بل »و « نبو » گرامی می دارند و [از طیب خاطر، و]با دل خوش پادشاهی او را خواهانند .

آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم مقدم مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم . مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل را به سوی من گردانید، ...، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم . او بر من ، کوروش که ستایشگر او هستم و بر کمبوجیه پسرم ، و همچنین بر کَس و کار [و ، ایل و تبار]، و همه سپاهیان من ، برکت و مهربانی ارزانی داشت .

ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم . به فرمان « مردوک » ، همه شاهان بر اورنگ پادشاهی نشسته اند . همه پادشاهان از دریای بالا تا دریای پائین [مدیترانه تا خلیج فارس ؟] ، همه مردم سرزمین های دوردست ، از چهارگوشه جهان ، همه پادشاهان « آموری » و همه چادرنشینان مرا خراج گذاردند و در بابل روی پاهایم افتادند [ پا هایم را بوسیدند] . از... ، تا آشور و شوش من شهرهای « آگاده » ، اشنونا ، زمبان ، متورنو ، دیر ، سرزمین گوتیان و همچنین شهرهای آنسوی دجله که ویران شده بود ــ از نو ساختم . فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند.

همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم . همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاههای خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم . همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که « نبونید » ، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک «خدای بزرگ» و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد ...

بشود که خدایانی که آنان را به جایگاههای نخستین شان بازگرداندم،... [ قبل از « بل » و « نبو »] هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگی بلند باشند ، چه بسا سخنان پُربرکت و نیکخواهانه برایم بیابند ، و به خدای من « مردوک » بگویند: کوروش شاه ،پادشاهی است که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه [نیز]... اینک که به یاری «مزدا» تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای چهارگوشه جهان را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملت هائی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملت هائی که من پادشاه آنها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا نکند و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به طریق دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.

من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغلی را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند. هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد .من برده داری را برانداختم. به بدبختی های آنان پایان بخشیدم .

من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.

از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهّداتی که نسبت به ملت های ایران و بابل و ملل چهار جانب جهان بر عهده گرفته ام موفق گرداند. 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۱ توسط رضا

ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد 


***
من برای صلح کوشیدم


***
من برده داری را بر انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم.


(کوروش کبیر )


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۱ توسط رضا

من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساخت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.


کوروش کبیر


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۱ توسط رضا

مردم ( حتی من ) اغلب بی انصاف ، بی منطق و خودمحورند ولی آنان را ببخش ، اگر مهربان باشی تورا به داشتن انگیزه های نهان متهم میکنند ولی مهربان باش. اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند ولی شریف و درستکار باش... نیکی های امروزت را فراموش میکنند ولی نیکوکار باش.. بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد و درنهایت میبینی که هرآنچه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم...

( کوروش کبیر)


نوشته شده در تاريخ شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۱ توسط رضا

از کسانیکه از من مـتنفرند سپاس،آنها مرا قویتر میکنند

از کسانیکه مرا دوست دارند ممنونم،آنان قلب مرا بزرگتر میکنند.

ازکسانیکه مرا ترک می کنند متشکرم،آنان بمن می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست

از کسانیکه با من مـــــی مانند سپاسگزارم،آنان به من معنای دوست واقعی را نشان می دهند

کورش بزرگ


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۱ توسط رضا

هفت راز خوشبختی از زبان کورش کبیر:

متنفر نباش

عصبانی نشو

ساده زندگی کن

کم توقع باش

همیشه لبخند بزن

زیاد ببخش

و یک دوست خوب داشته باش


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۱ توسط رضا

دستانی که کمک می کنند،پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

----------------------

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها ،یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن

----------------------

ايراني هرگز زانو نميزند حتي اگر اسمانش كوتاهتر از قامتش باشد

 ----------------------

آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلکه دشواري رسيدن به سهولت است



نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۱ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر