این نیکنامی که کوروش را بلند آوازه کرده است ، یکی به سبب ظهور او به عنوان یک فرمانروای معتدل در آن روزگاران پروحشت بوده است . روزگاری که آنان که سوار بر اسب قدرت بوده اند ، از جوش و جوهر مردانگی تهی بودند .
دیگر از علل آوازهی کوروش مهربانی او به شکست خوردگان یهود بود ، که نام او را به یکی از دیرینه ترین کتاب های دینی راه داد و هر بامداد و شامگاه بر زبان پیروان کیش موسی جاری ساخت .
این مداراگری که از سوی کوروش اعمال می شد ، در تاریخ مشرق زمین ، تا آن روزگار ، بی نظیر بود . سابقهی پادشاهی در مشرق زمین ، در روزگاران پیش و پس از تاریخ ، سابقه ای دادگرانه نبوده است . دربارهای مشرق ، در همهی روزگاران نمایشگاه قدرت و زرق و برق قدرت بوده و همواره بر دوش مردم سنگینی کرده اند . اینست که سادگی و وقار کوروشی ، همچون نقشی دلپذیر ، در دل های مردم نفوذ کرد .
کوروش در فرمان های خود ، از مقدّسات ملت ها ، با احترام یاد کرد و آنچه را که از ملت های مغلوب ربوده بودند ، پس داد . از جمله ، به نوشته تورات : پنج هزار و چهارصد ظرف طلا و نقره را به یهود داد .
بازسازی پرستشگاه های ویران شدهی ملت های شکست یافته نیز یکی از شاهکارهای رفتار بزرگ منشانه بود . هنگامی که پس از کشته شدن "بلشزر" - فرزند پادشاه بابل - به فرمان کوروش ، درباریان پارس و سپاهیان پارس عزادار شدند ، اگر این ، یک شگرد سیاستمدارانه هم باشد ، بسیار زیباست . گرچه دوام مهریاری و تسلسل رفتار بزرگوارانهی کوروش ، بر ثبات آن صفات در وی حکایت دارد .
شیوهی انسانی کوروش ، دورهی نوینی را در تاریخ مشرق زمین گشود ، که مردم ، پادشاهان دیگر را در ترازویی می سنجیدند که در کفهی دیگر آن ، ویژگی های انسانی کوروش را نهاده بودند .
( کتاب سیمای کوروش در صبحدم تاریخ )