در بند مدارا کن و دربند میان را / در بند مکن خیره طلب مُلکتِ دارا
گر تو به مدارا کنی آهنگ، بیابی / بهتر بسی از مُلکتِ دارا به مدارا
بشکیب ازیرا که همی دست نیابد / بر آرزوی خویش مگر مردِ شکیبا
آن بهْ که نگویی چو ندانی سخن، ایراک / ناگفته سخن بهْ بوَد از گفتۀ رسوا
چون تیر، سخن راست کن، آنگاه بگویش / بیهوده مگو، چوب مپرتاب ز پهنا
.
( ناصر خسرو )
.
در بیت اول : دربند میان را: کمر خود را بستن کنایه از آماده انجام کار شدن و مصمم بودن – خیره: بیهوده
در بیت چهارم : ایراک: زیرا که
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۹ مهر ۱۴۰۳ توسط رضا