من از تو روی نپیچم گرم بیازاری / که خوش بود ز عزیزان تحمل خواری
به هر سلاح که خون مرا مرا بخواهی ریخت / حلال کردمت الّا به تیغ بیزاری
به انتظار عیادت که دوست میآید / خوش است بر دل رنجور عشق بیماری
گرم تو زهر دهی چون عسل بیاشامم / به شرط آنکه به دست رقیب نسپاری
( غزلیّات سعدی )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵ توسط رضا