ORezaO

به نام خداوند خورشید و ماه / که دل را به نامش خرد داد راه

خداوند هستی و هم راستی / نخواهد ز تو کژّی و کاستی

خداوند بهرام و کیوان و شید / ازویَم نوید و بدویَم امید

ستودن مر او را ندانم همی / از اندیشه جان برفشانم همی

ازو گشت پیدا مکان و زمان / پیِ مور بر هستیِ او نشان

ز گردنده خورشید تا تیره خاک / دگر باد و آتش، همان آبِ پاک

به هستیِّ یزدان گواهی دهند / روانِ ترا آشنایی دهند

ز هرچ آفریدست او بی‌نیاز / تو در پادشاهیش گردان‌فراز

ز دستور و گنجور و از تاج و تخت / ز کمّی و بیشی و از ناز و بخت

همه بی‎نیازست و ما بنده‌ایم / به فرمان و رایش سرافکنده‌ایم

شب و روز و گَردان‌سپهر آفرید / خور و خواب و تندی و مهر آفرید

جز او را مدان کردگار بلند / کزو شادمانی و زو مستمند

 

( شاهنامه فردوسی بزرگ )

 

در بیت سوم : بهرام : مریخ - کیوان : زحل

در بیت چهارم : ندانم : نمی توانم - برفشانم : نثار میکنم

در بیت پنجم : نشان : علامت، دلیل

در بیت هفتم : آشتایی دهد : بینش و آگاهی دهد

در بیت هشتم : پادشاهی : کنایه از دنیا

در بیت نهم : دستور : وزیر - گنجور : خزانه‌دار


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۵ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر