ORezaO
آسایشِ دو گیتی، تفسیرِ این دو حرف است / با دوستان مروّت، با دشمنان مدارا - غزلیّات حافظ
-
دوشنبه یکم شهریور ۱۳۹۵
در آسمان نه عجب، گر به گفتۀ حافظ / سرودِ زهره به رقص آورَد مسیحا را - غزلیّات حافظ
-
یکشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۵
نصیحت گوش کن جانا، که از جان دوستتر دارند / جوانانِ سعادتمند پندِ پیرِ دانا را - غزلیّات حافظ
-
یکشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۵
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست / قرار چیست؟ صبوری کدام؟ و خواب کجا ؟ - غزلیّات حافظ
-
شنبه سی ام مرداد ۱۳۹۵
گفتن از زنبور بیحاصل بود / با یکی در عمر خود ناخورده نیش - گلستان سعدی
-
دوشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۵
کو دشمن شوخچشمِ ناپاک / تا عیب مرا به من نماید ؟ - گلستان سعدی
-
دوشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۵
جامۀ خود میخواهم اگر انعام فرمایی - گلستان سعدی
-
دوشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۵
و این است صفت آزادگان - گلستان سعدی
-
یکشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۵
الّا به شرط آنکه مرهم ریشش بنهی و معلومی پیشش - گلستان سعدی
-
یکشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۵
کآن به نابینایی از راه اوفتاد / وین دو چشمش بود و در چاه اوفتاد - گلستان سعدی
-
پنجشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۵
سنگ بد گوهر اگر کاسۀ زرّین بشکست / قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود - گلستان سعدی
-
پنجشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۵
نادان را بِه از خاموشی نیست و گر این مصلحت بدانستی نادان نبودی - گلستان سعدی
-
چهارشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۵
آنکه ناگاه کسی گشت به چیزی نرسید / وین به تمکین و فضیلت بگذشت از همه چیز - گلستان سعدی
-
چهارشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۵
هر آنچه را که انجام دادم به قدرت و مساعدت اهورامزدا بوده است
-
سه شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۵
پس آنگه به دوستی کارهایی کند که هیچ دشمن نتواند - گلستان سعدی
-
دوشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۵
داریوش به بهانۀ ابراز محبت به رعایایش آنچه را که معین شده بود به نیم کاهش داد
-
دوشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۵
پیش دیوار آنچه گویی هوش دار / تا نباشد در پس دیوار گوش - گلستان سعدی
-
یکشنبه دهم مرداد ۱۳۹۵
خواهی مُتَمتَّع شوی از دنیی و عقبی / با خلق کرم کن چو خدا با تو کرم کرد - گلستان سعدی
-
پنجشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۵
ایرانیان جادهها را وسعت بخشیدند و مخازن آب را احداث کردند
-
پنجشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۵
تو مر دیو را مردمِ بد شناس / کسی کاو ندارد ز یزدان سپاس - شاهنامه فردوسی بزرگ
-
چهارشنبه ششم مرداد ۱۳۹۵
به دست آوردن دنیا هنر نیست / یکی را گر توانی دل به دست آر - گلستان سعدی
-
چهارشنبه ششم مرداد ۱۳۹۵
فراموشت نکرد ایزد در آن حال / که بودی نطفۀ مدفونِ مدهوش - گلستان سعدی
-
چهارشنبه ششم مرداد ۱۳۹۵
پارسیان فقط سه کار به فرزندان خویش میآموزند : سوارکاری، تیراندازی، راستگویی
-
سه شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۵
گفتم که به قاضی برمت تا دل خویش / بستانم و ترسم دل فاضی ببری - رباعیّات سعدی
-
جمعه یکم مرداد ۱۳۹۵
گر از داستان یک سخن کم بُدی / روانِ مرا جایِ ماتم بُدی - شاهنامه فردوسی بزرگ
-
دوشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۵
بخور آنچه داری و انده مخَور / که گیتی سپنج است و ما برگذر - شاهنامه فردوسی بزرگ
-
یکشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۵
از ماش بسی دعا و خدمت برسان / گو یاد ز دوستان چنین خواهی کرد ؟ - رباعیّات سعدی
-
یکشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۵
تو هرچه بپوشی به تو زیبا گردد / گر خام بود اطلس و دیبا گردد - رباعیّات سعدی
-
شنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۵
چون دشمن بیرحم فرستادۀ اوست / بدعهدم اگر ندارم این دشمن دوست - رباعیّات سعدی
-
شنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۵
و این سرزمین و مردمان آن را از شر دشمن و خشکسالی و دروغ مصون بدارند
-
شنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۵
بعضی از این درختان را شخصاً با دست خویش کاشتهام
-
دوشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۵
ز یزدان شناس و به یزدان سپاس / بدو بِگرَوَد مردِ نیکیشناس - شاهنامه فردوسی بزرگ
-
یکشنبه بیستم تیر ۱۳۹۵
داریوش در نقش رستم
-
یکشنبه بیستم تیر ۱۳۹۵
دریغ نیست ز تو هرچه هست سعدی را / وی آن کند که تو گویی دگر چه میخواهی ؟ - غزلیّات سعدی
-
شنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۵
بگذار مشک و بوی سر زلف او بیار / یاد شکر مکن سخنی زآن دهان بگوی - غزلیّات سعدی
-
جمعه هجدهم تیر ۱۳۹۵
دیدۀ سعدی و دل همراه توست / تا نپنداری که تنها میروی - غزلیّات سعدی
-
جمعه هجدهم تیر ۱۳۹۵
بر یاد بناگوش تو بر باد دهم جان / تا باد مگر پیش تو بر خاک نهد روی - غزلیّات سعدی
-
پنجشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۵
چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنی / چون که به بخت ما رسد این همه ناز میکنی - غزلیّات سعدی
-
چهارشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۵
با دشمنان موافق و با دوستان به خشم / یاری نباشد اینکه تو با یار میکنی - غزلیّات سعدی
-
سه شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۵
گفتی که دیر و زود به حالت نظر کنم / آری کنی چو بر سر خاکم گذر کنی - غزلیّات سعدی
-
سه شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۵
گر اتفاق نیفتد قدم که رنجه کنی / به ذکر ما چه شود گر زبان بگردانی ؟ - غزلیّات سعدی
-
سه شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۵
نظر آوردم و بردم که وجودی به تو ماند / همه اسمند و تو جسمی همه جسمند و تو جانی - غزلیّات سعدی
-
سه شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۵
مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم / خبرش بگو که جانت بدهم به مژدگانی - غزلیّات سعدی
-
دوشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۵
ولی خلاف یزرگان که گفتهاند مکن / بکن هر آنچه بشاید نه هرچه بتوانی - غزلیّات سعدی
-
دوشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۵
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم / تو میروی به سلامت، سلام من برسانی - غزلیّات سعدی
-
دوشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۵
13 تیر ؛ تیرگان
-
یکشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۵
عشق دانی چه گفت تقوا را ؟ / پنجه با ما مکن که نتوانی - غزلیّات سعدی
-
یکشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۵
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست / تا ندانند حریفان که تو منظور منی - غزلیّات سعدی
-
شنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۵
مبارزان جهان قلب دشمنان شکنند / تو را چه شد که همه قلب دوستان شکنی ؟ - غزلیّات سعدی
-
جمعه یازدهم تیر ۱۳۹۵
این تمنّایم به بیداری میسّر کی شود / کاشکی خوابم گرفتی تا به خوابت دیدمی - غزلیّات سعدی
-
پنجشنبه دهم تیر ۱۳۹۵
⇐
۲۳
۲۴
۲۵
۲۶
۲۷
۲۸
۲۹
۳۰
۳۱
...
→
Powered by
BLOGFA.COM