داریوش در نقش رستم
بهترین نمونه در مورد ایدئولوژی قدرت داریوش، از خود وی و از نوشتههایش بدست میآید. او در کتیبه بیستون، به عنایت و یاری اهورا مزدا اشاره میکند و بر اصالت خانوادگیاش تاکید میورزد.
در نقش رستم و در طبقه بالای پیشخان حجاری شده آن، پادشاه را میبینیم که بر بلندای یک سکوی سه پلهای ایستاده است. در دست چپ او، کمانی را مشاهده میکنیم که یک سر آن بر آسمان و سر دیگرش در کنار پای داریوش قرار دارد و دست راست خود را به سوی اهورا مزدا بر آسمان بلند کرده است. در پشت اهورا مزدا، میتوان هلال ماه تابان را مشاهده کرد.
در این تصویر علاوه بر شاه و خدا، در میان آنها آتشکدهای را مشاهده میکنیم که شعله آن بر آسمان بلند شده است و در زیر تصاویر یاد شده، 30 شخصیت به نمایندگی از 30 قوم تحت سلطه در دو ردیف، تخت پادشاهی را حمل میکنند. بر کتیبه قرار گرفته بر پشت شاه، بر روی گور داریوش، جملاتی از شخص شاه نوشته شده که شامل سه قسمت مختلف است.
در بخش اول داریوش زبان به ستایش اهورا مزدا میگشاید : " خداوندگار بزرگ که آسمان و زمین و انسان را آفرید و برای انسان خوشبختی را به ارمغان آورد و خداوندی که داریوش را شاه این سرزمین قرار داد "
در بخش دوم داریوش از وسعت امپراتوری و اقوام مختلف تحت امر که برای او خراج میآورند و او را اطاعت میکنند، سخن میراند و میگوید : " آنها در پناه داریوش، در امن و امان به سر میبرند " و در قسمت سوم از پیروزیهایش سخن میراند که آنها را به یاری و عنایت اهورا مزدا به دست آورده و به گونهای کاملا مشخص به اقوامی که تاج و تخت سلطنت او را حمل میکنند، اشاره میکند. او در این قسمت از بیننده و خواننده این کتیبه میخواهد که با چشم خویش، قدرت، عظمت و شکوه پادشاه و امپراتوری را نظاره کند و در پایان، باز هم زبان به ستایش اهورا مزدا میراند.
او میگوید : " این است آنچه را که من با قدرت و یاری و عنایت اهورا مزدا انجام دادم، اهورا مزدا از من حمایت میکند تا من بتوانم در آنچه که او میخواهد پیروز شوم. اهورا مزدا، من، خاندان من و مردم این سرزمین را از گزند مصون میدارد. پس از اهورا مزدا میخواهم که این موهبت بزرگ را به من ارزانی دارد. امید است که فرمان اهورا مزدا را بپذیری و از راه راست منحرف نگردی و راه سرپیچی و عصیان را در پیش نگیری "
بند 5 در مورد اهورا مزدا : " خدای بزرگ است که این وفور نعمت و خوشبختی را برای انسان به ارمغان آورده و هوشمندی، کیاست و سیاست را به داریوش شاه ارزانی داشته است "
در بند 6 داریوش میگوید : " به یاری اهورا مزدا، من این چنین هستم که با عادل همراه و همکلام، و با ظالم مخالف و دشمنم و نمیگذارم که ناتوان تحت تاثیر قدرت توانا قرار گیرد، همچنین نمیخواهم که از ضعیف، زیانی به غنی رسد "
در بند 7 میگوید : " آن چیزی را میپذیرم که راست باشد، با دروغگو مخالفم، زودخشم نیستم و بر روان خویش تسلط دارم "
در بند 8 میگوید : " هر کس را به تناسب عملی که انجام میدهد، پاداش داده یا عذاب میدهم، اگر زحمتی را متحمل شد، به تناسب آن و اگر تباهی را به وجود آورد به تناسب آن تباهی. مایل نیستم کسی موجب تباهی دیگری شود و مهمتر اینکه، فرد تباهگر را مجازات میکنم "
در بند 9 میگوید : " تا آن زمان که سوگند طرفین را در مورد مسئلهای نشنوم، ادعای یکی علیه دیگری، مرا قانع نمیکند "
در بند 10 میگوید : " این که فردی با توان، قدرت و ارادهاش به کاری دست بزند، مرا خشنود و راضی میسازد و باعث میشود تا نسبت به او نظر مساعدی پیدا کنم "
در بند 11 میگوید : " این خصلت صلح و قضاوت من است. گواه آن، همان است که بعدها در مورد من در کاخ و میدان نبرد خواهی شنید "
در بند 12 میگوید : " این تدبیر، ضمیر و روان و ذهن من است "
در بند 13 میگوید : " با یاری اهورا مزدا، پیکری قوی دارم و به مانند فرماندهای جنگجو، فرمان میدهم. ادراک من به من یاری میکند که تشخیص دهم، آیا در برابرم دشمن است یا دوست. در آن زمان با یاری قدرت ادراک و قضاوتم، چه دوست باشد چه دشمن، ترسی به خود راه نمیدهم. بسیار چالاک هستم، سوارکاری قابل و کماناندازی دقیق هستم، چه بر اسب نشسته و چه پیاده باشم. بر اسب یا پیاده، نیزه به دقت میاندازم "
در بند 14 میگوید : " اینها تواناییهایی است که من با یاری و عنایت اهورا مزدا دارم. آنچه را که با عنایت او کسب میکنم، با یاری خودش بر روستاها و این سرزمین پراکنده میگردانم "
براساس گزارشهای به دست آمده از نقوش برجسته، کتیبهها و ...، داریوش در کمندافکنی، نیزهاندازی، شمشیر بازی و سوارکاری کاملا یگانه بود. از سوی دیگر، در نبرد نیز فرماندهی کاردان و آزموده به شمار میرفت. اگر در جنگهای پیدرپی پیروز میدان بوده، دلیل آن است که او از هوشمندی، فراست، قدرت اتخاذ تصمیم، تجزیه و تحلیل و موقعیت شناسی خاصی برخوردار بود. گرد آمدن این ویژگیها در او باعث شده بود که از هیچ میدان و موقعیتی نهراسد.
از دید داریوش و سخن او، این گونه بر میآید که یک فرد فقیر نیز میتواند چون فرد غنی زندگی کند. او معتقد است که اگر چنین عمل کند، علتش این است که اهورا مزدا، چنین موهبتی را به او ارزانی داشته، پس او نیز این موهبت را به رعایا ارزانی میدارد.
( برگرفته از کتاب " از کوروش تا اسکندر " )