هرودوت مینویسد که آموزش و تربیت جوانان پارسی از 5 سالگی تا 20 سالگی ادامه داشته و معتقد است که جوانان در سن 20 سالگی از آموزش گرفته میشدند تا در عملیات نظامی شرکت کنند. استرابون عقیده دارد که تربیت جوانان، از 5 سالگی تا 24 سالگی به درازا میکشیده است و پارسیان از سن 20 تا 50 سالگی در ارتش خدمت میکردهاند. به نوشته هرودوت : " پارسیان فقط سه کار به فرزندان خویش میآموزند : سوارکاری، تیراندازی، راستگویی " و استرابون ژوبین پرانی را نیز اضافه میکند. او در توصیف ورزش و تمرینهایی که جوانان در سپیده دم هر روز، به صدای زنگ، موظف به انجام آنها بودهاند، مینویسد : " معلمان، پسرها را به گروههای 50 نفری تقسیم میکنند و برای فرماندهی هر گروه، یکی از پسران شاه یا پسران ساتراپ را برمیگزینند و به افراد گروه دستور میدهند به دنبال فرمانده خود تا نقطهای که در 30 استاد فاصله قرار دارد، بدوند. از آنها میخواهند تا درباره هر درس گزارش تنظیم کنند. آنها را تعلیم میدهند تا با صدای قوی، بانگ برآورند و برای تقویت ریهها نفس عمیق بکشند. معلمان، آنها را برای تحمل گرما، سرما و باران و عبور از سیلابها تعلیم میدهند به گونهای که در این موقعیتها، سلاحها و پوششهای خود را خشک نگه دارند؛ همچنین به آنها میآموزند که گلهها را چوپانی کنند و شب در بیرون از خانه زندگی کنند و میوههای وحشی مانند: گردو، پسته، غدد زیرزمینی و گلابیهای وحشی بخورند. ( آنها را کردک نیز مینامند، زیرا با ربایش مواد غذایی نیز روزگار میگذراندند. این اصطلاح به معنای ذهن مردانه و جنگجو است ) هر روز بعد از تمرین و ورزشهای بدنی، غذای آنها نان، کلوچههای جو، هل، دانههای نمک و گوشت کباب شده یا جوشانده است. با افکندن نیزههای خود از فراز اسب و نیز به یاری کمان و فلاخن به شکار میپردازند. بعدازظهرها را به تمرین درخت کاری، جمع آوری ریشهها، ساختن سلاحها، درست کردن البسه کتانی و یافتن تورهای شکارچیان میپردازند. در پایان کودکان گوشتها را به خانه خود میبرند. "
این متن، بدون شک از تمام متون دیگر دقیقتر است و در عین حال، مسئلهای پیش میآورد که مربوط به تعبیر آن است، به این معنا که استرابون بدون آنکه متوجه باشد، دو رژیم غذایی را برای جوانان مشخص میکند، ( میوههای وحشی و رژیم روزانه ) رژیم اول، روش کسانی است که به آنها عنوان کردک یا "ربایندگان" میدهد. این گروه همان افرادی هستند که به نظر میرسد شبها در بیرون از خانه میمانند و از طریق چیده میوه شکم خود را سیر میکنند. در زمان عادی، کودکان هرروز به خانه خودشان میآیند و جوانان در خوابگاه عمومی شب را میگذرانند، به استثنای جوانانی که ازدواج کردهاند. پسرها به آموختن عدالت، درستی، انصاف و شرافت میپردازند و آنان را برای یافتن بدکاران و دستگیر کردن راهزنان، به کار میگیرند.
( برگرفته از کتاب " از کوروش تا اسکندر " )