ORezaO

درِ سرایِ مُغان رُفته بود و آب‌زده / نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده

سبوکشان همه در بندگیش بسته کمر / ولی ز تَرکِ کُلَه چتر بر سحاب زده

سلام کردم و، با من به رُویِ خندان گفت / که ای خُمارکَشِ مفلسِ شراب‌زده،

که این کند که تو کردی به ضعفِ همّت و رای / ز گنج‌خانه شده، خیمه بر خراب زده؟،

وصالِ دولتِ بیدار ترسمت ندهند / که خفته‌ای تو در آغوشِ بختِ خواب‌زده

بیا به میکده حافظ، که بر تو عرضه کنم / هزار صف ز دعاهایِ مستجاب‌زده

 

( غزلیّات حافظ )

 

در بیت اول : صلا زدن : دعوا کردن، خواندن برای مهمانی و بزم – معنی بیت : درِ سرای مغان آب و جارو شده بود و پیر و مرشد در آنجا نشسته بود و پیر و و جوان را به بزم میخانه برای نوشیدن باده دعوت می‌کرد

در بیت دوم : ز ترک کله چتر بر سحاب زدن : از ابر آسمان برتر رفتن، کنایه از بلندی مقام و مرتبه  - ترک کله : به هر قسمت و قطعه‌ای از کلاه گفته می‌شود – معنی بیت : همۀ باده‌نوشانی که کمر بندگی و خدمت‌گزاری پیرا مغان را بسته بودند، چنان مقام رفیعی داشتند که گوشۀ کلاه آنها بر ابر آسمان سایه می‌انداخت

در بیت چهارم : گنج‌خانه : استعاره از سرای مغان


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر