ORezaO

کجا رستم و زال و سیمرغ و سام؟ / فریدونِ فرهنگ و جمشیدِ جام؟

زمین خورد و تا خوردشان دیر نیست / هنوزش ز خوردن شکم سیر نیست

گذشتند و ما نیز هم بگذریم / که چون مهره همعقدِ یکدیگریم

رها کن رهی کآن زیان آورد / رهِ بد خلل در گمان آورد

نمانده درین مُلک بخشایشی / نه در شهر و در شهری آسایشی

خراشیده از کینه‌ها سینه‌ها / شده عصمت از قفلِ گنجینه‌ها

خرابی در آمد به هر پیشه‌ای / بتر زاین کجا باشد اندیشه‌ای

که پیشه‌ور از پیشه بگریخته‌ست / به کارِ دگر کس در آویخته‌ست

کشاورز شغلِ سپه ساز کرد / سپاهی کشاورزی آغاز کرد

جهان را نماند عمارت بسی / چو از شغلِ خود بگذرد هر کسی

 

( شرفنامه نظامی )


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر