ناگهان در خانه میپیچد صدایِ در
سوی در گویی ز شادی میگشایم پر
اوست ... آری .... اوست
آه ای شهزاده، ای محبوبِ رویایی
نیمهشبها خواب میدیدم که میآیی
ای دو چشمانت رهی روشن به سویِ شهرِ زیبایی
ای نگاهت بادهای در جامِ مینایی
آه بشتاب ای لبت همرنگِ خونِ لالۀ خوشرنگِ صحرایی
ره بسی دور است
لیک در پایانِ این ره، قصرِ پرنور است
( فروغ فرخزاد )
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ توسط رضا