چه وداعی، چه دردِ جانکاهی
چه سفر کردنِ غمانگیزی
نه فشارِ لبی، نه آغوشی
نه کلامِ محبّتآمیزی
گر در آنجا نمیشدم مدهوش
دامنت را رها نمیکردم
وه چه خوش بود کاندر آن حالت
تا ابد چشم وا نمیکردم
وای بر من، نداد گریه مجال
که زنم بوسهای به رخسارت
چه بگویم، فشارِ غم نگذاشت
که بگویم: خدا نگهدارت
( فریدون مشیری )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰ توسط رضا