طایرِ دولت اگر باز گذاری بکند / یار بازآید و با وصل، قراری بکند
دوش گفتم بکند لعلِ لبش چارۀ من ؟ / هاتفِ غیب ندا داد که آری بکند
شهر، خالی است ز عشّاق، بوَد کز طرفی / مردی از خویش برون آید و کاری بکند ؟
یا وفا، یا خبرِ وصلِ تو، یا مرگِ رقیب / بوَد آیا که فلک زاین دو سه کاری بکند ؟
( غزلیّات حافظ )
در بیت اول : قرار کردن : عهد و پیمان بستن
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶ توسط رضا