ORezaO

اگر مرد عشقی، کمِ خویش گیر / وگرنه، ره عافیت پیش گیر

مترس از محبّت که خاکت کند / که باقی شوی گر هلاکت کند

تو را با حق آن آشنایی دهد / که از دست خویشت رهایی دهد

که تا با خودی، در خودت راه نیست / وزین نکته، جز بی‌خود آگاه نیست

نه مطرب که آواز پای ستور / سماع است، اگر عشق داری و شور

نه بم داند آشفته‌سامان، نه زیر / به آواز مرغی بنالد فقیر

پرشان شود گل به باد سحر / نه هیزم که نشکافدش جز تبر

نبینی شتر بر نوای عرب / که چونش به رقص اندر آرد طرب

شتر را چو شور و طرب در سر است / اگر آدمی را نباشد خر است

 

( بوستان سعدی )


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر