بوَد آیا که درِ میکدهها بگشایند ؟ / گِره از کارِ فروبستۀ ما بگشایند ؟
اگر از بهرِ دلِ زاهدِ خودبین بستند / دل قوی دار که از بهرِ خدا بگشایند
به صفایِ دلِ رندانِ صبوحیزدگان / بس درِ بسته به مفتاحِ دعا بگشایند
درِ میخانه ببستند، خدایا مپسند / که درِ خانۀ تزویر و ریا بگشایند
حافظ، این خرقه که داری، تو ببینی فردا / که چه زُنّار ز زیرش به دغا بگشایند
( غزلیّات حافظ )
در بیت سوم : صفا : خلوص و پاکی – صبوحیزدگان : کسانی که شراب صبحگاهی نوشیدهاند
در بیت پنجم : زنّار : کمربندی بوده که ذمّیان مسیحی در مشرقزمین به امر مسلمانان مجبور بودند که داشته باشند تا بدین وسیله از مسلمانان ممتاز گردند؛ چنان که یهود مجبور بودند بر شانۀ خود تکّهپارچۀ زردی به نام عسلی بدوزند. در ادبیات صوفیانه، زنّار رمز کفر و بتپرستی است؛ چنان که خرقه نشانۀ زهد و ایمان است - دغا : مکر و فریب و دغل - معنی بیت : ای حافظ، این خرقۀ ریایی را که با فریب و نیرنگ بر تن کردهای، خواهی دید که فردا چگونه زنّار از زیر آن باز میکنند و تو رسوا خواهی شد