قسمتهایی از نامه اسفندیار به پدرش گشتاسپ و پاسخ نامه، پس از پیروزی اسفندیار بر ارجاسپ پادشاه توران
نخسین که نوکِ قلم شد سیاه / گرفت آفرین بر خداوندِ ماه
خداوند کیوان و ناهید و هور / خداوندِ پیل و خداوندِ مور
خداوندِ جان و خداوندِ رای / خداوندِ نیکیده و رهنمای
ازو جاودان کامِ گشتاسپ شاد / به مینو همه یادِ لهراسپ باد
رسیدم به راهی به توران زمین / که هرگز نخوانم برو آفرین
وز آن چارههایی که من ساختم / که تا دل ز کینه بپرداختم
به روییندژ ارجاسپ و کُهرَم نماند / جز از مویه و درد و ماتم نماند
بسی برنماید که پاسخ رسید / یکی نامه بُد بندِ بد را کلید
سرِ پاسخِ نامه بود از نخست / که پاینده باد آنکه نیکی بجست
خردیافته مردِ یزدانشناس / به نیکی ز یزدان شناسد سپاس
دگر گفت کز دادگر یکخدای / بخواهیم کاو باشدت رهنمای
درختی بِکِشتم به باغِ بهشت / کزآن بارورتر فریدون نکِشت
بماناد تا جاودان این درخت / ترا باد شادان دل و نیک بخت
نگهدارِ تن باش و آنِ خرد / که جان را به دانش خرد پرورد
همیشه دلت مهربان باد و گرم / پر از شرم جان، لب پر آوایِ نرم
همیشه بَدی شاد و بِه روزگار / روان را خرد بادت آموزگار
نیازست ما را به دیدارِ تو / بدان پرخرد جانِ بیدارِ تو
( شاهنامه فردوسی بزرگ )
در بیت چهارم : مینو : بهشت
در بیت پنجم : اشاره به هفتخوان اسفندیار
در بیت ششم : بپرداختم : خالی کردم
در بیت دوازدهم : درخت : منظور اسفندیار است
در بیت شانزدهم : بدی : باشی