بخت از دهانِ دوست نشانم نمیدهد / دولت، خبر ز رازِ نهانم نمیدهد
از بهرِ بوسهای ز لبش جان همیدهم / اینم همیستاند و، آنم نمیدهد
مُردم در این فراق و، در آن پرده راه نیست / یا هست و، پردهدار نشانم نمیدهد
زلفش کشید بادِ صبا، چرخِ سفله بین / کآنجا مجالِ بادِ وزانم نمیدهد
چندانکه بر کنار، چو پرگار میشدم / دوران، چو نقطه ره به میانم نمیدهد
شکّر به صبر دست دهد عاقبت، ولی / بدعهدیِ زمانه، زمانم نمیدهد
گفتم روم به خواب و ببینم جمالِ دوست / حافظ ز آه و ناله امانم نمیدهد
( غزلیّات حافظ )
در بیت اول : دولت : اقبال و سعادت - راز نهان : استعاره از دهان دوست
در بیت چهارم : معنی بیت : نسیم صبا زلف تابدار و پیچیدۀ معشوق را در دست گرفت و کشید. پستی و فرومایگی روزگار را نگاه کن که به قدر باد صبا هم به من فرصت دست زدن به زلف یار را نمیدهد
در بیت ششم : شکر : استعاره از خوشیهای زندگی – صبر در معنی گیاهی تلخ که در اینجا مراد نیست، با شکر ایهام تضادّ است – همچنین بیت اشاره دارد به مراحل دشوار به دست آوردن شکر که با صبر و تحمّل همراه است