دیشب به سیلِ اشک، رهِ خواب میزدم / نقشی به یادِ خطِّ تو بر آب میزدم
ابرویِ یار در نظر و خرقه سوخته / جامی به یادِ گوشۀ محراب میزدم
هر مرغِ فکر کز سرِ شاخِ سخن بجَست / بازش ز طُرّۀ تو مِضراب میزدم
رویِ نگار در نظرم جلوه مینمود / وز دور بوسه بر رخِ مهتاب میزدم
چشمم به رویِ ساقی و گوشم به قولِ چنگ / فالی به چشم و گوش در این باب میزدم
نقشِ خیالِ رویِ تو تا وقتِ صبحدم / بر کارگاهِ دیدۀ بیخواب میزدم
ساقی به صوتِ این غزلم کاسه میگرفت / میگفتم این سرود و میِ ناب میزدم
خوش بود وقتِ حافظ و، فالِ مراد و کام / بر نامِ عمر و دولتِ اَحباب میزدم
( غزلیّات حافظ )
توضیح کامل این غزل در کتاب "شاخ نبات حافظ" نوشته دکتر برزگر خالقی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۷ توسط رضا