بر بویِ کنارِ تو شدم غرق و، امید است / از موجِ سرشکم که رسانَد به کنارم
پروانۀ او گر رسدم در طلبِ جان / چون شمع، همان دَم، به دَمی جان بسِپارم
امروز مکَش سر ز وفایِ من و، اندیش / زآن شب که من از غم به دعا دست برآرم
حافظ، لبِ لعلش چو مرا جانِ عزیز است / عمری بوَد آن لحظه که جان را به لب آرم
( غزلیّات حافظ )
در بیت اول : کنار در مصراع اوّل به معنی آغوش و در مصراع دوم به معنی ساحل و کناره است – خواجه اشک خود را به موجی مانند کرده، امیدوار است که او را به ساحل نجات برساند
در بیت دوم : پروانه : حکم و فرمان – به دمی : ایهام دارد 1) به لحظهای 2) به نفسی که با آن شمع خاموش میشود
در بیت سوم : اندیشیدن : ترسیدن
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷ توسط رضا