ORezaO

آن دَم که به یک خنده دهم جان چو صُراحی / مستانِ تو خواهم که گزارند نمازم

در مسجد و میخانه خیالت اگر آید / محراب و کمانچه ز دو ابرویِ تو سازم

حافظ، غمِ دل با که بگویم، که در این دَور / جز جام نشاید که بوَد محرمِ رازم

 

( غزلیّات حافظ )

 

در بیت اول : خواجه صدای ریختن شراب را از گلوی صراحی به خنده مانند کرده و شراب درون آن را جان صراحی دانسته است؛ پس خالی شدن شراب از صراحی به منزلۀ جان دادن اوست. نکتۀ دیگر این بیت جان دادن در حال خنده است و آن، نشانۀ شاد و خندان مردن عاشق است در برابر معشوق و خواجه با طنز مخصوص به خود از مستان می‌خواهد که بر جنازۀ او نماز بگزارند؛ در حالی که در قرآن آیۀ 43 صورۀ نساء آمده است : آنگاه که مست هستید، گرد نماز مگردید

در بیت دوم : بین مسجد و میخانه، و محراب و کمانچه، لفّ و نشر مرتّب است


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر