ORezaO

مژدۀ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزم ؟ / طایرِ قدسم و، از دامِ جهان برخیزم

بر سرِ تربتِ من با می و مطرب بنِشین / تا به بویت ز لحد رقص‌کُنان برخیزم

گرچه پیرم، تو شبی تنگ در آغوشم کَش / تا سحرگه ز کنارِ تو جوان برخیزم

 

( غزلیّات حافظ )

 

در بیت اول : از سر چیزی برخاستن : کنایه از ترک کردن آن – طایر قدس : پرندۀ عالم ملکوت، استعاره از انسان رانده شده از بهشت


نوشته شده در تاريخ جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر