ORezaO

گله کردنِ فردوسی از پیریِ خود

 

1 الا ای برآورده چرخِ بلند / چه داری به پیری مرا مستمند

2 چو بودم جوان در برم داشتی / به پیری چرا خوار بگذاشتی

3 همی زرد گردد گُلِ کامگار / همی پرنیان گردد از رنج خار

4 دوتا گشت آن سروِنازان به باغ / همان تیره گشت آن گرامی چراغ

5 پر از برف شد کوهسارِ سیاه / همی لشکر از شاه بیند گناه

6 به کردارِ مادر بُدی تا کنون / همی ریخت باید ز رنجِ تو خون

7 وفا و خرد نیست نزدیکِ تو / پر از رنجم از رایِ تاریکِ تو

8 مرا کاچ هرگز نپروردیی / چو پرورده بودی نیازردیی

9 هرآنگه که زین تیرگی بگذرم / بگویم جفای تو با داورم

10 بنالم ز تو پیشِ یزدانِ پاک / خروشان به سر بر پراکنده خاک

11 چنین داد پاسخ سپهرِ بلند / که ای مردِ گویندۀ بی‌گزند

12 چرا بینی از من همی نیک و بد ؟ / چنین ناله از دانشی کی سزد ؟

13 تو از من به هر باره‌یی برتری / روان را به دانش همی پروری

14 بدین هرچه گفتی مرا راه نیست / خور و ماه زین دانش آگاه نیست

15 از آن خواه راهت که راه آفرید / شب و روز و خورشید و ماه آفرید

16 یکی آنکه هستیش را راز نیست / به کاریش فرجام و آغاز نیست

17 چو گوید بباش آنچه خواهد بُدست / کسی کاو جز این داند آن بیهدست

18 من از داد چون تو یکی بنده‌ام / پرستندۀ آفریننده‌ام

19 نگردم همی جز به فرمانِ اوی / نیارم گذشتن ز پیمانِ اوی

20 به یزدان گرای و به یزدان پناه / براندازه زو هرچه باید بخواه

21 جز او را مخوان کردگارِ سپهر / فروزندۀ ماه و ناهید و مهر

 

( شاهنامه فردوسی بزرگ )

 

در بیت اول : چرخ بلند : آسمان رفیع

در بیت سوم : گل کامگار : نوعی گل سرخ دارای گلبرگ‌های بسیار سرخ؛ در اینجا کنایه از رخسار سرخ و شاداب

در بیت چهارم : دوتا : خمیده – سروناز : کنایه از قامت رشید و خرامان – تیره گشت : کم‌سو شد – چراغ : اشاره است به چشم

در بیت پنجم : کوهسار سیاه : کنایه از موهای سیاه؛ پر از برف شدن هم کنایه از سفید شدن موهاست

در بیت هشتم : کاچ : کاشکی

در بیت نهم : داور : خدای تعالی

در بیت دوازدهم : دانشی : اهل دانش

در بیت سیزدهم : به هر باره‌یی : در هر موضوع

در بیت هفدهم : مصراع اول اشاره است به آیۀ 82 سورۀ یس


نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر