ORezaO

ما ز یاران چشمِ یاری داشتیم / خود، غلط بود آنچه می‌پنداشتیم

تا درختِ دوستی بر کَی دهد / حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

گفت و گو آیینِ درویشی نبود / ورنه با تو ماجراها داشتیم

شیوۀ چشمت فریبِ جنگ داشت / ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

گُل‌بنِ حُسنت نه خود شد دل‌فروز / ما دَمِ همّت بر او بگماشتیم

نکته‌ها رفت و، شکایت کس نکرد / جانبِ حرمت فرونگذاشتیم

گفت: خود دادی به ما دل حافظا / ما محصِّل بر کسی نگماشتیم

 

( غزلیّات حافظ )

 

در بیت سوم : گفت و گو : بحث و جدل

در بیت پنجم : همّت : قصد و کوشش دل به جمیع قوای روحانی به جانب حق برای حصول کمال خود یا دیگری

در بیت هفتم : محصّل : به دست آورنده، مأمور جمع‌آوری مالیات

( نظر شخصی : در شش بیت نخست، حافظ از معشوق گله کرده و در بیت هفتم، معشوق جواب تمام آنها را می‌دهد )


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر