بیا تا گُل برافشانیم و می در ساغر اندازیم / فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خونِ عاشقان ریزد / من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
چو در دست است رودی خوش، بزن مطرب سرودی خوش / که دستافشان غزل خوانیم و، پاکوبان سراندازیم
یکی از عقل میلافد، یکی طامات میبافد / بیا کاین داوریها را به پیشِ داور اندازیم
بهشتِ عَدن اگر خواهی، بیا با ما به میخانه / که از پایِ خُمت روزی به حوضِ کوثر اندازیم
سخندانیّ و خوشخوانی نمیورزند در شیراز / بیا حافظ که تا خود را به مُلکی دیگر اندازیم
( غزلیّات حافظ )
در بیت چهارم : طامات : در اصطلاح یعنی ادّعای بزرگ و دعوی کرامتها و خوارق عادات که سخت عجیب نماید. حافظ شطح و طامات را مترادف با خرافات و به معنی گزافهگوییهای بیحقیقت صوفیان یا صوفیان بیحقیقت به کار میبرد – داور : استعاره از خدای متعال
در بیت پنجم : عدن : نام بهشت چهارم از هشت بهشت که در لغت به معنی جاودان است