صوفی بیا که خرقۀ سالوس برکشیم / واین نقشِ زَرق را خطِ بطلان به سر کشیم،
نذر و فتوحِ صومعه در وجهِ مَی نهیم / دلقِ ریا به آبِ خرابات برکشیم
فردا اگر نه روضۀ رضوان به ما دهند / غِلمان ز روضه، حور ز جنّت به در کشیم
عشرت کنیم، ورنه به حسرت کشندمان / روزی که رَختِ جان به جهانی دگر کشیم
سرِ خدا که در تُتُقِ غیب منزوی است / مستانهاش نقاب ز رخسار برکشیم
حافظ، نه حدِّ ماست چنین لافها زدن / پای از گلیمِ خویش چرا بیشتر کشیم ؟
( غزلیّات حافظ )
در بیت اول : سالوس : ریا و فریب – نقش زرق : رنگ و ریا و دورویی، زیرا خرقۀ صوفیان کبود بوده است
در بیت دوم : نذر کردن : عهد و پیمان کردن و به گردن گرفتن کاری یا چیزی – فتوح : گشایش کارها، حصول چیزی بیش از آنچه توقّع رود، مالی که درویش را به رایگان چون نذر آرند – معنی بیت : نذر و نیازی را که در صومعه جمع شده است، در راه نوشیدن شراب خرج کنیم و این دلق ریا و تزویر را با شراب، پاک و تطهیر نماییم
در بیت سوم : فردا : کنایه از روز قیامت – غلمان : جمع غلام، پسران زیباروی بهشتی – خواجه بهشت را حقّ مسلّم خود میداند و میفرماید : اگر فردای قیامت، ما را به باغ بهشت راه ندهند، غلامان و حوریان بهشتی را از بهشت بیرون خواهیم کرد
در بیت پنجم : تتق : پرده