فاتحهای چو آمدی بر سرِ خستهای بخوان / لب بگُشا که میدهد لعلِ لبت به مرده جان
آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و میرود / گو نفَسی که روح را میکنم از پیاش روان
حالِ دلم ز خالِ تو هست در آتشش وطن / چشمم از آن دو چشمِ تو خسته شدَه است و ناتوان
بازنشان حرارتم زآبِ دو دیده وُ، ببین / نبضِ مرا که میدهد هیچ ز زندگی نشان ؟
حافظ، از آبِ زندگی شعرِ تو داد شربتم / ترکِ طبیب کن بیا نسخۀ شربتم بخوان
( غزلیّات حافظ )
در بیت اول : فاتحه : سورۀ حمد و فاتحه خواندن یعنی دعای خیر رساندن و طلب شفای بیمار کردن – خسته : آزرده و مجروح، در اینجا یعنی بیمار - این غزل سراسر از بیماری و رنجوری شاعر حکایت دارد
در بیت دوم : به پرسش آمدن : به احوالپرسی و عیادت آمدن – گو نفسی : بگو که لحظهای درنگ کند
در بیت پنجم : نسخه : نسخهای که در آن روش ساختن داروها را نوشته باشند – نسخۀ شربت : استعاره از شعر حافظ – معنی بیت : ای حافظ، شعر تو شربتی از آب حیات به من نوشاند؛ پس طبیب را رها کن و بیا و نسخۀ شربت مرا که همان شعرت است، بخوان