ORezaO

می‌سوزم از فراقت، روی از جفا بگردان / هجران بلایِ ما شد، یارب بلا بگردان

مَه جلوه می‌نماید بر سبزخِنگِ گردون / تا او به سر درآید، بر رَخش پا بگردان

دوران همی‌نویسد بر عارضش خطی خوش / یارب نوشتۀ بد از یارِ ما بگردان

حافظ، ز خوب‌رویان بختت جز این قدَر نیست / گر نیستت رضایی، حکمِ قضا بگردان

 

( غزلیّات حافظ )

 

در بیت دوم : خنگ : اسب – سبزخنگ گردون : استعاره از آسمان سبز – به سر درآمدن : کنایه از سرنگون شدن – پا گرداندن : سوار شدن – معنی بیت : ماه سوار بر اسب سبزرنگ آسمان جلوه‌گری و خودنمایی می‌کند؛ سوار بر رخش زیبایت شو و جلوه‌گری کن تا او از خجالت سرنگون گردد و بر زمین بیفتد

در بیت سوم : عارض : چهره، دو طرف گونه – خط : موهای تازه‌رسته‌ای که گرد رخسار خوب‌رویان برآمده باشد


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۷ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر