قسمتی از خطابۀ شاهی اورمزد پسر شاپور پسر اردشیر
(در نکوهش و آثار غرور، لجاجت، حسادت و طمع:)
بدانید کان کاو منیفش بوُد / برِ مهتران سخت ناخَوش بوُد
ستیزه بوَد مرد را پیشرو / بماند نیازش همه ساله نو
همان رشک شمشیرِ نادان بوَد / همیشه برو بخت خندان بود
درِ آز باشد دلِ سفلهمرد / برِ سفلگان تا توانی مگرد
دگر هر که دارد ز هر کار ننگ / بوَد زندگانی و روزیش تنگ ...
دلت زنده باشد به فرهنگ و هوش / به بد در جهان تا توانی مکوش
خرد همچو آبست و دانش زمین / بدان کاین جدا و آن جدا نیست زاین ...
نباید که گویی بجز نیکویی / وگر بد سراید نگر نشنوی
همه سخته باید که راند سخن / که گفتارِ نیکو نگردد کهن ...
جهانی سراسر بدو گشت شاد / چه نیکو بوَد شاهِ با بخش و داد
( شاهنامه فردوسی بزرگ )
در بیت اول : منیفش : خودخواه، متکبّر
در بیت دوم : ستیزه : لجاجت
در بیت هشتم : نگر : مواظب باش، زنهار
در بیت نهم : سخته : سنجیده، حساب شده