ORezaO

قسمت‌هایی از داستان زال و رودابه در تعریف رودابه

 

یکی نامدار از میانِ مهان / چنین گفت کای پهلوانِ جهان

پسِ پردۀ او یکی دختر است / که رویش ز خورشید روشن‌تر است

ز سر تا به پایش به کردارِ عاج / به رخ چون بهشت و به بالا چو ساج

دو چشمش به سانِ دو نرگس به باغ / مژه تیرگی برده از پرِّ زاغ

دو رخساره چون لاله اندر سمن / سرِ جعدِ زلفش شکن بر شکن

بهشتی‌ست سر تا سر آراسته / پرآرایش و رامش و خواسته

دو نرگس دژمّ و دو ابرو به خم / ستونِ دو ابرو چو سیمین‌قلم

دهانش به تنگی دلِ مستمند / سرِ زلف چون حلقۀ پای‌بند

نَفَس را مگر بر لبش راه نیست / چنو در جهان نیز یک ماه نیست

دو جادوش پرخواب و پرآب روی / پر از لاله رخسار و پر مشک موی

برآورد مر زال را دل به جوش / چنان شد کزو رفت آرام و هوش

دلِ زال یکباره دیوانه گشت / خرد دور شد، عشق فرزانه گشت

 

( شاهنامه فردوسی بزرگ )


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر