مرا چشمی است خونافشان ز دستِ آن کمانابرو / جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو
غلامِ چشمِ آن تُرکم، که در خوابِ خوشِ مستی / نگارینگلشنش رویَ است و، مُشکینسایهبان ابرو
رقیبان غافل و، ما را از آن چشم و جَبین هر دَم / هزاران گونه پیغام است و، حاجب در میان ابرو
دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حُسنی / که این را اینچنین چشم است و، آن را آنچنان ابرو
تو کافردل نمیبندی نقابِ زلف و، میترسم / که محرابم بگرداند خَمِ آن دلستانابرو
( غزلیّات حافظ )
در بیت سوم : جبین : پیشانی – حاجب : پردهدار و پیامرسان
در بیت پنجم : نقاب زلف : زلف به نقاب مانند شده است
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ توسط رضا