ذخیرهای بِنِه از رنگ و بویِ فصلِ بهار / که میرسند ز پی، رهزنانِ بهمن و دی
شکوهِ سلطنت و حُسن، کَی ثباتی داد؟ / ز تختِ جم سخنی مانده است و افسرِ کَی
خزینهداریِ میراثخوارگان کفر است / به قول مطرب و ساقی، به فتویِ دف و نی
زمانه هیچ نبخشد که بازنستانَد / مجو ز سفله مروّت، که شَیئُهُ لاشَی
نوشتهاند بر ایوانِ جنّةالمأوی / که هر که عشوۀ دنیی خرید، وای به وی
بخیل بویِ خدا نشنود، بیا حافظ / پیاله گیر و کَرَم ورز، وَالضَّمانُ عَلَیّ
( غزلیّات حافظ )
در بیت سوم : معنی مصراع اول : نگهداری از مال و ثروت برای وارثان عین کفر است – خواجه مستی و عیش و دمغنیمتی بودن را عین ایمان میداند
در بیت چهارم : شیئه لاشی : چیزی را که دنیا میبخشد، بسیار ناچیز و بیارزش است
در بیت پنجم : جنةالمأوی : بهشت پنجم از هشت بهشت
در بیت ششم : والضّمان علیّ : ضمانت آن (بخشش گناهت) بر عهدۀ من