دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی / کز عکسِ رویِ او شبِ هجران سر آمدی
تعبیر رفت یارِ سفر کرده میرسد / ای کاج هرچه زودتر از در درآمدی
فیضِ ازل به زور و زر ار آمدی به دست / آبِ خَضِر نصیبۀ اسکندر آمدی
آن عهد یاد باد، که از بام و در مرا / هر دَم پیامِ یار و خطِ دلبر آمدی
آن کاو تو را به سنگدلی کرد رهنمون / ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی
گر دیگری به شیوۀ حافظ زدی رقم / مقبولِ طبعِ شاهِ هنرپرور آمدی
( غزلیّات حافظ )
در بیت دوم : کاج : کاش
در بیت سوم : خواجه با توجه به این مطلب که لطف و عایت الهی فقط با خواست و ارادۀ خدا نصیب انسان میشود، میفرماید: اگر فیض و عنایت ازلی خداوند با زور و زر به دست میآمد، پس بهیقین آب حیاتبخش خضر نصیب اسکندر میشد
در بیت ششم : خواجه با شیوۀ مخصوص به خود زیرکانه شعرش را میستاید و میفرماید: اگر شاعر دیگری به شیوۀ حافظ شعر میسرود، بهیقین مورد قبول طبع و ذوق شاه هنرشناس قرار میگرفت