خوش کرد یاوری فلکت روزِ داوری / تا شُکر چون کنیّ و چه شکرانه آوری
آن کس که اوفتاد، خدایش گرفت دست / گو بر تو باد تا غمِ افتادگان خوری
سلطان و فکرِ لشکر و سودایِ تاج و گنج / درویش و امنِ خاطر و کنجِ قلندری
یک حرفِ صوفیانه بگویم، اجازت است؟ / ای نورِ دیده، صلح بِه از جنگ و داوری
حافظ، غبارِ فقر و قناعت ز رخ مشُوی / کاین خاک بهتر از عملِ کیمیاگری
( غزلیّات حافظ )
در بیت اول : داوری : جنگ، نزاع و اختلاف
در بیت دوم : معنی بیت : به آن کسی که درمانده و افتاده بود و خدا دستش را گرفت و یاریاش کرد، بگو که بر تو واجب است که غمخوار بیچارگان باشی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۷ توسط رضا