رفتم به باغ صبحدمی تا چِنم گُلی / آمد به گوش ناگهم آوازِ بلبلی،
مسکین چو من به عشقِ گُلی گشته مبتلا / وَاندر چمن فکنده ز فریاد، غلغلی
میگشتم اندر آن چمن و باغ دَمبهدَم / میکردم اندر آن گُل و بلبل تأمّلی
گُل یارِ حُسن گشته وُ، بلبل قرینِ عشق / آن را تفضّلی نه وُ، این را تبدّلی
چون کرد در دلم اثر آوازِ عندلیب / گشتم چنان که هیچ نماندم تحمّلی
بس گُل شکفته میشود این باغ را، ولی / کس بیبلایِ خار نچیدَه است از او گُلی
حافظ مدار امیدِ فَرَج از مدارِ چرخ / دارد هزار عیب و ندارد تفضّلی
( غزلیّات حافظ )
در بیت چهارم : معنی مصراع دوم : نه گل لطف و عنایتی به بلبل داشت و نه بلبل در عشق خود نسبت به گل تغییری میداد
در بیت هفتم : تفضّل : لطف و عنایت
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ توسط رضا