سخن فردوسی پس از مرگ نوشزاد، پسر نوشینروان، که مسیحی شده بود و برای بدست آوردن پادشاهی در جنگ با لشکر پدرش کشته شد
چه پیچی همی خیره در بندِ آز / چو دانی که ایدر نمانی دراز
مگردان سر از دین وز راستی / که خشمِ خدای آورد کاستی
گرت هست، جامِ میِ زرد خواه / به دل، خرّمی را مدان از گناه
نشاط و طرب جوی و سستی مکن / گزافه مپرداز مغزِ سخن
( شاهنامه فردوسی بزرگ )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷ توسط رضا