ORezaO

از آنم کس نمی‌پرسد که چون پرسد کسی حالم / به او گویم غمِ دل آن‌قدر کز من به جان آید

بیا ای باد خاکم بر سرِ هر رهگذر افکن / که دامانش بگیرم هر کجا دامن‌کشان آید

مگو وحشی چرا از بزمِ او غمناک می‌آیی / کسی کز بزمِ او بیرون رود چون شادمان آید؟!

 

( غزلیّات وحشی بافقی )


نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۸ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر