ORezaO

من دوش قضا یار و قدر پشتم بود / نارنجِ زنخدانِ تو در مشتم بود

دیدم که همی گزم لبِ شیرینت / بیدار چو گشتم سرِ انگشتم بود

 

( رباعیّات سعدی )


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر