ORezaO

صبح‌دمی چو از رخت بر فگنی کلاله را / چشم و رخت خَجِل کند نرگسِ مست و لاله را

گر ز جمالِ چهره‌ات عکس فتد به جامِ می / مستیِ چشمِ مستِ تو، مست کند پیاله را

پیر شدم ز هجرِ تو، گفت لبت که: غم مخور / بوسه دهم، جوان کنم پیرِ هزار ساله را

 

( غزلیّات نظامی )


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر