ORezaO

مرا گویی که چونی؟ چونم ای دوست؟ / جگر پردرد و دل پرخونم ای دوست

حدیثِ عاشقی بر من رها کن / تو لیلی شو که من مجنونم ای دوست

شنیدم عاشقان را می‌نوازی / مگر من زان میان بیرونم ای دوست؟

تو گفتی گر بیفتی گیرمت دست / ازین افتاده‌تر کاکنونم ای دوست؟

غزل‌های نظامی بر تو خواندم / نگیرد در تو هیچ افسونم، ای دوست

 

( غزلیّات نظامی )


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۵ آذر ۱۳۹۸ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر